هبه نامه دستی یک قرارداد خصوصی است که میان اشخاص مختلف تهیه و امضا میشود. براساس متن هبه نامه عادی ، مالی که در اختیار یک شخص قرار دارد، به شخص دیگری تملیک میشود اما نکته دارای اهمیت در این قرارداد، این است که مبادلهای صورت نگرفته است و مالک اولیه، وجه یا مبلغی را بابت هبه، دریافت نمیکند
بر اساس قانون، تنها زمانی میتوان اقدام به استرداد عین موهوبه کرد که عین موهوبه باقی باشد. یعنی اگر مال هدیه داده شده از بین برود، دیگر فرد هدیهدهنده نمیتواند آن را پس بگیرد. در جایی که عین موهوبه به نوعی تغییر داده شود که تغییر ماهیت داده باشد، باز هم امکان پس گرفتن آن وجود نخواهد داشت. برای مثال فرد چوبی را به دیگری هدیه دهد و هدیهگیرنده آن چوب را به مجسمهای تبدیل کند.
همچنین اگر عین موهوبه فروخته شود نیز امکان برگرداندن آن نخواهد بود. پس به طور کلی تنها در جایی که عین موهوبه به همان شکل در دست هبهگیرنده باقی است میتوان آن را برگرداند.
ممنوع بودن رجوع از هبه
قانون به طور کلی بیان کرده که در صورت بقای عینموهوبه میتوان به آن رجوع کرد. سپس مواردی که امکان چنین کاری وجود ندارد را بیان کرده است. یعنی ممکن است حتی با وجود عین موهوبه، امکان رجوع وجود نداشته باشد. اما در چه مواردی رجوع از هبه ممنوع است؟
بر اساس ماده 803 قانون مدنی، بعد از قبض نیز واهب میتواند با بقاء عین موهوبه از هبه رجوع کند، مگر در موارد ذیل:
درصورتیکه متهب (گیرنده هدیه) پدر یا مادر و یا اولاد واهب باشد؛
درصورتیکه هبه معوض بوده و عوض هم داده شده باشد. درست است که عقد هبه اصولا عقدی غیرمعوض است اما ممکن است آن را معوض کرد. به این شکل که هدیهدهنده شرط کند که هدیهگیرنده در ازای هدیه، مالی را به او بدهد یا کاری مشروع را برای او انجام دهد؛
درصورتیکه عین موهوبه از ملکیت متهب خارج شده یا متعلق حق غیر واقع شود، خواه بدون اراده هدیهگیرنده باشد مثل این که متهب به واسطه مفلس شدن، محجور شود. یعنی اختیار اموالش از اختیارش خارج گردد و خواه هدیهگیرنده به اراده خود آن مال را از مالکیت خود خارج کند، مثل این که عین موهوبه به رهن داده شود و یا آن را بفروشد؛
درصورتیکه در عین موهوبه تغییری حاصل شود. مانند همان مثالی که فرد چوب را به مجسمه تبدیل کرده است و یا پارچه را دوخته و از آن لباس تهیه کرده است؛
درصورتیکه به هر دلیلی عین موهوبه از بین رفته باشد