باسلام صرف وجود وکالتنامه و انتقال رسمی ملک به همسر موجب بطلان معامله نیست و وراث باید ثابت کنند انتقال بدون قصد واقعی معامله یا برخلاف مصلحت موکل و ناشی از سوءاستفاده از وکالت بوده است؛ صرف نبود قولنامه یا ردوبدل نشدن وجه دلیل کافی برای ابطال سند نیست مگر با ادله معتبر اثبات شود. رای وحدت رویه ۸۴۷ نیز ناظر به شرایط خاص خود بوده و به تنهایی موجب ابطال چنین انتقالی نمیشود
اگر انتقال ملک به نام همسر پس از فوت موکل انجام شده باشد، کل معامله از اساس باطل است و وراث میتوانند به راحتی ابطال آن را بخواهند.اگر انتقال قبل از فوت بوده: دیگر نمیتوانید به سادگی بگویید "مصلحت رعایت نشده". باید قیمت انتقال را با قیمت متعارف ملک در آن زمان مقایسه کنید. اگر قیمت به طرز غیرمعقولی پایین بوده، میتوانید با استناد به رأی وحدت رویه شماره ۸۴۷ (که یک رأی قطعی و لازم الاجرا برای همه دادگاههاست)، دعوی ابطال را مطرح کنید .
اصولا خیر ؛ رای وحدت رویه مزبور، چنین معاملهای را در شرایطی غیرنافذ دانسته است و به نظر میرسد سکوت موکل در زمان حیات و عدم رد معامله طی چند سال علیرغم آگاهی از آن و سایر قرائن، تنفیذ ضمنی معامله وکیل با خود باشد.
سلام بله با شرایطی امکانپذیر است بر اساس قانون داشتن وکالتنامه دلیل مالکیت وکیل نیست مگر قرارداد تملیکی با وکیل تنظیم شده باشد
بر اساس رای وحدت رویه در صورت تنظیم وکالتنامه وکیل مکلف است که حساب دوران وکالت را به موکل ارائه نماید . وکیل مکلف است که مصلحت و غبطه موکل را رعایت نماید حال اگر وکیل غبطه و مصلحت موکل را رعایت نکرده باسد موکل می تواند دادخواست حقوقی اقامه نماید و
موکل می تواند درخواست مطالبه ثمن معامله را نماید
با توجه به فوت موکل، وراث نمیتوانند به استناد رعایت نکردن مصلحت، سند را باطل کنند، مگر اینکه خلاف آن ثابت شود.