علی شیئی مقدم

علی شیئی مقدم

وکیل 1
1403/10/7

بررسی استحقاق یا عدم استحقاق ارش البکاره و مهرالمثل در زنای با رضایت

مقدمه
مبحث «ازالۀ بکارت» همواره در حقوق کیفری و فقه اسلامی از جایگاه مهمی برخوردار بوده و بسته به این‌که این عمل با رضایت یا بدون رضایت رخ داده باشد، آثار متفاوتی بر عهدهٔ مرتکب خواهد داشت. یکی از سؤالات مطرح در این حوزه آن است که در «زنای با رضایت» و هنگامی که زانیه باکره بوده و ازالۀ بکارت صورت گرفته است، آیا ارش‌البکاره یا مهرالمثل به زانیه تعلق می‌گیرد یا خیر؟ صورت‌جلسۀ نشست قضایی مورخ ۱۳۹۶/۱۱/۱۷ در شهر لار (استان فارس)، به این پرسش پرداخته و دیدگاه‌های متفاوت قضات و هیئت عالی در این خصوص بیان شده است.


۱. مستندات قانونی و فقهی

  1. ماده ۶۵۸ قانون مجازات اسلامی ۱۳۹۲

    • این ماده از قانون مجازات اسلامی، به‌طور کلی موضوع ازالۀ بکارت و جبران مالی آن را مورد توجه قرار داده است.
    • تبصره ۱ ماده ۶۵۸ تصریح می‌کند که اگر ازالۀ بکارت با رضایت صورت گرفته باشد، «چیزی ثابت نیست.»
  2. قاعدۀ فقهی «لا مهر لبغی»

    • این قاعده فقهی، معروف به این مضمون است که «زناکار مستحق مهر نیست». در مواردی که روابط میان زن و مرد از طریق عقد مشروع یا شبههٔ مشروع نباشد، فقها مهر را منتفی می‌دانند.
  3. قاعدۀ فقهی مرتبط با «اذن در جنایت»

    • برخی فقها معتقدند اگر فردی در جنایتی رضایت داده باشد، مسئولیت کیفری یا حق دیه و ارش (به عنوان جبران خسارت بدنی) از بین نمی‌رود؛ چرا که قاعده «اذن در جنایت» موجب سقوط دیه یا ارش نیست. با این حال، در موضوع زنا، قانون‌گذار صراحتاً حکمی دیگر را در تبصره ۱ ماده ۶۵۸ ارائه کرده است.


۲. خلاصۀ صورت‌جلسۀ نشست قضایی مورخ ۱۳۹۶/۱۱/۱۷

پرسش
در فرضی که زانیه باکره، با رضایت خود در عمل زنا شرکت نموده و بکارت وی زایل شده است، آیا چنین زانیه‌ای مستحق ارش‌البکاره یا مهرالمثل (یا هر دو) است؟


۳. دیدگاه‌های مطرح شده

۳.۱. نظر اکثریت قضات

نتیجهٔ نظر اکثریت:

هیچ یک از ارش‌البکاره و مهرالمثل در زنای با رضایت به زانیه تعلق نمی‌گیرد.

۳.۲. نظر اقلیت قضات

نتیجهٔ نظر اقلیت:

مهرالمثل تعلق نمی‌گیرد، اما ارش‌البکاره همچنان قابل مطالبه است.


۴. نظر هیئت عالی


۵. تحلیل و جمع‌بندی حقوقی

  1. از منظر قانون‌گذار:

    • تبصرۀ ۱ مادۀ ۶۵۸ قانون مجازات اسلامی تصریح دارد چنان‌چه ازالۀ بکارت با رضایت زن صورت گیرد، او حقی بر دریافت «چیزی» (به‌طور مطلق) ندارد. واژۀ «چیزی» در این ماده اطلاق دارد و بر اساس تفسیر هیئت عالی، هم ارش‌البکاره و هم مهرالمثل را شامل می‌شود.
    • بنابراین، قانون‌گذار صراحتاً در این تبصره، تفکیکی بین ارش‌البکاره و مهرالمثل قائل نشده و استعمال واژۀ «چیزی» را به معنای نفی همهٔ حقوق مالی (ناشی از آن عمل) می‌داند.
  2. وجه فقهی و قاعدهٔ «لا مهر لبغی»:

    • از نظر قواعد فقهی، زانیه‌ای که با رضایت اقدام به این عمل نموده، نمی‌تواند مدعی مهر باشد. این قاعده، بویژه در مواردی که هیچ‌گونه شبههٔ نکاح یا عقد معتبری در بین نباشد، از سوی اکثر فقها پذیرفته شده است.
    • نظر اقلیت مبنی بر استحقاق ارش‌البکاره با اذن مجنیٌ‌علیه در جنایت، ناشی از خوانش خاصی از فقه است که بر این باور است صرف رضایت به جنایت، موجب سقوط حق مطالبهٔ ارش نیست. اما چنان‌که اشاره شد، هیئت عالی با استناد به اطلاق تبصرۀ ۱ مادۀ ۶۵۸ و روح حاکم بر «لا مهر لبغی»، این استدلال را رد می‌کند.
  3. نتیجۀ کلی:

    • هرچند استدلال اقلیت قضات درخصوص لزوم تفکیک بین مهرالمثل و ارش‌البکاره، قابل بحث و از جنبهٔ نظری در فقه می‌تواند مورد توجه قرار گیرد، اما در حال حاضر، نص صریح قانون مجازات اسلامی و برداشت غالب از آن، مؤید آن است که در زنای با رضایت زانیه، هیچ‌گونه حق مالی (مهرالمثل یا ارش‌البکاره) برای وی ایجاد نمی‌شود.
    • نتیجهٔ این تحلیل آن است که در دادگاه‌ها، اکثریت بر مبنای تبصره ۱ مادۀ ۶۵۸ و قاعدهٔ «لا مهر لبغی»، عمل می‌کنند و حکم به عدم استحقاق هرگونه عوض مالی می‌دهند.


۶. نتیجه‌گیری

با توجه به تصریح تبصرۀ ۱ مادۀ ۶۵۸ قانون مجازات اسلامی و نظر هیئت عالی که نظریۀ اکثریت قضات را تأیید می‌کند، در صورتی که بکارت زنی با رضایت و از طریق زنا از بین برود، هیچ‌گونه حق مالی، اعم از ارش‌البکاره یا مهرالمثل، برای زانیه ثابت نمی‌شود. گرچه اقلیت قضات به امکان تعلق ارش‌البکاره اشاره نموده‌اند، اما صراحت «چیزی ثابت نیست» و تفسیر یکپارچهٔ آن از سوی قانون‌گذار، این نظر را رد می‌کند.


۷. منابع قانونی و فقهی

  1. قانون مجازات اسلامی ۱۳۹۲: ماده ۶۵۸ و به‌ویژه تبصره ۱ آن.
  2. قاعدۀ فقهی «لا مهر لبغی»: مبیّن عدم استحقاق مهر برای زانیه در صورت رضایت به رابطه نامشروع.
  3. آراء فقها درخصوص اذن در جنایت: برخی فقها، وجود اذن را در عدم سقوط دیه و ارش مؤثر می‌دانند، اما قانون‌گذار با تصریح در تبصره ۱ مادۀ ۶۵۸ عملاً این مبنا را در حیطۀ زنا پذیرفته نیست.


سخن پایانی
مسئلۀ استحقاق یا عدم استحقاق ارش‌البکاره و مهرالمثل در زنایی که با رضایت زانیه انجام می‌گیرد، یکی از مباحث چالش‌برانگیز در تقاطع حقوق کیفری و فقه است. اگرچه نگاه اقلیت قضات و برخی فتاوای فقهی بر این است که «اذن در جنایت» موجب سقوط حق ارش نمی‌شود، اما مطابق برداشت و تفسیر رسمی از تبصرۀ ۱ مادۀ ۶۵۸ و نظر هیئت عالی، هیچ‌گونه عوض مالی در این حالت قابل مطالبه نیست. براین‌اساس، رویۀ جاری محاکم در صورت رضایت زانیه به تحقق عمل زنا، وی را مستحق هیچ‌یک از عناوین مالی از قبیل ارش‌البکاره یا مهرالمثل نمی‌دانند.

سوالات متداول

بر اساس تبصره ۱ ماده ۶۵۸ قانون مجازات اسلامی، وقتی ازالۀ بکارت در نتیجۀ زنای با رضایت رخ دهد، «چیزی ثابت نیست». این عبارت به‌صورت مطلق هرگونه حق مالی، از جمله ارش‌البکاره و مهرالمثل، را نفی می‌کند. بنابراین زانیه نمی‌تواند مستقلاً برای مطالبهٔ این عناوین مالی در دادگاه حقوقی ادعایی مطرح کند.

به لحاظ نظری، برخی فقها استدلال می‌کنند رضایت مجنیٌ‌علیه در جنایت مانع پرداخت دیه یا ارش نمی‌شود. اما طبق تصریح قانون‌گذار در تبصره ۱ ماده ۶۵۸ و همچنین قاعدۀ فقهی «لا مهر لبغی»، در بحث زنا، صرف رضایت زن به ارتکاب فعل نامشروع سبب می‌شود که قانون‌گذار هیچ تعهد مالی بر عهدۀ زانی نشناسد. بنابراین، در این خصوص، نص صریح قانون بر قواعد عام «اذن در جنایت» مقدم است.

در صورت اثبات اکراه و عنف (مثلاً از طریق ادله و قرائن)، مشمول زنای با رضایت نخواهد بود و قواعد مربوط به ازالۀ بکارت بدون رضایت (از جمله مواد ۳۰۱، ۳۰۲ قانون آیین دادرسی کیفری و ماده ۶۵۸ قانون مجازات اسلامی در بخش ضمان مهرالمثل یا تعیین ارش‌البکاره) اجرا می‌شود. اما اگر در نهایت محرز شود که رضایت در میان بوده، همان حکم اصلی یعنی عدم استحقاق هرگونه عوض مالی اعمال خواهد شد.

نظر خود را بنویسید

ارتباط با من


ایمیل:

mughadamali@outlook.com

آدرس:

خیابان مطهری خیابان لارستان بعد از خیابان حسینی راد پلاک 44 طبقه اول واحد 1

شبکه های اجتماعی من:

دادراه

کلیه حقوق این وب سایت محفوظ می باشد. تهیه شده در دادراه.