برای قبول یا رد درخواست اعسار از هزینه دادرسی، مراجع قضائی مجموعهای از عوامل را به دقت بررسی و استعلام میکنند تا وضعیت مالی متقاضی و شرایط واقعی او را ارزیابی کنند. نخست، مدارک مالی شخص متقاضی بررسی میشود که شامل صورتحسابهای بانکی، گزارشهای درآمد و هزینه و سایر مستندات مالی است که نشاندهنده وضعیت اقتصادی او باشد.
گواهی عدم امکان پرداخت هزینههای دادرسی از مراجع رسمی، مانند شورای حل اختلاف یا دادگاه، نیز یک عامل کلیدی است. این گواهی تأیید میکند که متقاضی به دلیل ناتوانی مالی نمیتواند هزینههای دادرسی را بپردازد. همچنین، استعلام از بانکها و مؤسسات مالی به منظور بررسی وضعیت اعتباری و مالکیت حسابهای بانکی و وثیقههای موجود انجام میشود.
علاوه بر این، استعلام از سوابق مالیاتی نیز ممکن است صورت گیرد؛ این اطلاعات میتواند در مورد وضعیت مالی متقاضی مفید باشد، بهویژه اگر درآمدی که اعلام شده بهراحتی قابل تأیید نباشد. مراجع قضائی همچنین ممکن است وضعیت اشتغال و درآمد متقاضی را بررسی کنند. ممکن است از محل کار او استعلامی برای شناخت وضعیت شغلی و درآمدی او انجام گیرد تا مشخص شود آیا درآمد وی کافی برای تأمین هزینههای دادرسی هست یا خیر.
بررسی گواهیها و مستندات مالکیت اموال یکی دیگر از مراحل مهم است. اموال منقول و غیرمنقول متقاضی باید مورد ارزیابی قرار گیرد تا ارزش آنها مشخص شده و در تعیین قدرت مالی او تأثیرگذار باشد. در صورتی که نظر کارشناسان در مورد وضعیت اقتصادی متقاضی درخواست شود، این نظر میتواند تحلیل دقیقتری از وضعیت مالی او ارائه دهد.
سرانجام، مراجع قضائی ممکن است از متقاضی بخواهند که وضعیت مالی خود را بهصورت شفاهی توضیح دهد و دلایل خود را در این زمینه مطرح کند. این فرایندها به هدف اطمینان از صداقت و واقعنمایی ادعاها انجام میشود. در نهایت، اگر مقامات قضائی متوجه شوند که متقاضی واقعی قادر به پرداخت هزینههای دادرسی نیست، اعسار او را قبول کرده و ممکن است او را از پرداخت این هزینهها معاف کنند.