درباره دادراه پایگاه دانش مقالات حقوقی نکات حقوقی

مشاوره حقوقی رایگان - ملاقات اقربا با طفل

سلام خانم هستم و جداشدم حصانت فرزندم با پدرشه و پیش پدرش زندگی میکنه من دادخواست دادم برای ملاقات و تعیین زمان مکانش که رای هم صادرشد تو دادخواست یا دادگاه و رای اصلا از ملاقات خانوادم با طفل نیومده ولی پدرم با حکمی که من داشتم برای ملاقات میره بچمو ازپدرش میگیره و حتی رسید میده و امضای منومیزنه پدربچمم به واسطه من بچرو به خانوادم تحویل میده میخاستم بدونم ممکنه بعدا برام مشکل پیش بیاد؟خانوادم اگ بخان بچموتحویل بگیرن باید خودشون دادخواست جدابدن؟

پاسخ ها

با درود پرسشگر ارجمند امکان بروز مشکل وجود دارد آری
نیازمند بررسی بیشتر و گفتگوی متقابل است تا اظهار نظر دقیقی بتوان کرد
در صورتی که رضایت زوج برقرار باشد منعی در این آمده شده فرزند وجود ندارد و در غیر این صورت ملزم هستید شخصاً مطابق حکم دادگاه در خصوص ملاقات فرزند اقدام نمایید
بلی همین طور است حداقل امضا خودشان را بزنند نه امضای سما
دادگاه اجازه ملاقات فرزند را به شما داده امکان بروز مشکل وجود دارد
با سلام خیر مشکلی پیش نمیاد
خیر مگر رضایت وجود داشته باشد
سلام خیر مانعی ندارد انواده شما نیز می‌توانند ملاقات داشته باشند
سلام بله باید دادخواست ملاقات به صورت مجزا تقدیم دادگاه نمایند

سوالات مرتبط

ملاقات نوه
سلام و درود.همسرم شش ماه پیش فوت کرده و یک پسر دوساله و ی دختر پنج ساله دارم حضانت با بنده هست ولی قیم پدربزرگ هستن،سوالم اینه اول اینکه برای ملاقات با نوه چند روز میتونن ببیند چون پسرم کوچیکه اصلأ نم...
ملاقات با نوه
لطفا نمونه متن شکایت و ممانعت از ملاقات پدر بزرگ را بیان یا ارسال نمایید ممنون...
ملاقات با نوه
همسر من فوت شده یه دختر سه ساله دارم پدر بزرگ درخواست ملاقات با فرزند به مدت دو روز کامل در هفته داده میخواستم بدونم قاضی رای میده به همچین درخواستی. و اینکه حضانت به طور کلی بامادره یا مثل طلاق محدو...
ملاقات با نوه
پسرم یکسال قبل فوت کرده دو فرزند دختر 22 ساله و پسر 14 ساله دارد ، عروسم اجازه هیچگونه ملاقاتی به من و مادربزرگ بچه ها با نوه هامون نمی دهد. حتی اجازه ارتباط تلفنی هم نمی دهد کلا شماره تلفن ما رو بلاک...
کم کردن ساعت ملاقات نوه
باسلام فرزندم درسانحه تصادف فوت نمود ثمره ازدواجشان دختره چهار ساله میباشدبعداز یکسال رفت و آمد به منزل من که قیم می‌باشم تا منزل مسکونی که ما بهشون دادیم که زندگی کنند زدم به نام عروسی سر ناسازگ...