زوج چون شکایت الزام به تمکین کرده بود و قاضی با توجه به مدارک و نتیجه پزشکی قانونی رد الزام به تمکین کرده در اعتراض به این رای و به منظور رد آن آنقدر درو غ پردازی کرده و خواسته که دختر دوباره پزشکی قانونی رود و از قبل و دبر بررسی شود و این در حالی است که مدام در لایحه خود تکرار کرده که مدت ها از قبل و بیشتر از دبر با زوجه رابطه داشته و شب ها در یک رختخواب بوده اند در حالی که این دوفرد کیلو مترها باهم فاصله دارند و دختر حتی یک شب به دور از خانواده نبوده و ادعا کرده که با زوجه زندگی مشترک داشته و با دخالت والدین دختر زندگی مشترک را ترک کرده و اعلام کرده که حاضر به آوردن شاهد نیز هست و این در حالی است که ایشان با مدارکی که داریم به دلیل کم خونی تلاسمی دوطرف اصرار به طلاق توافقی داشته ولی چون زوجه و خانوادهاش مقاومت کردند الزام به تمکین صوری کرده و پس از شکست در این ادعا حالا به دروغ مدعی است که دختر اصلا باکره نیست و او با دختر روزها و شب ها رابطه داشته و این در حالی است که الان در جلسات مشاوره طلاق توافقی شرکت می کنند واین دو هرگز و هیچ شبی را باهم نگذرانده اند زوجه باکره بسیار شوکه است و دختر مظلوم نمی داند چگونه از شرافت خود در برابر این دروغ پردازی ها دفاع کند از عقد این دو حدود 3 سال می گذرد و دختر بسیار ناراحت است که مردی خود وظایف زنا شویی را هرگز انجام نداده و برای تبریه خود از حیثیت دختری مایه می گذارد که حتی تا به حال دستش به او نخورده ! چون از یک ماه بعد از عقد که ایشان با بررسی ژنیتیک فهمیدن که مشکل دارند کلا از خانواده زوجه دوری کرده و با بی ادبی ایشان را به سوی طلاق توافقی فرا خوانده اند تا حقوق مالی ائشان را پرداخت نکنند وعقد این دو درست در پایان عید 98 بوده و هر دو در شهرهایی با فاصله 800کیلومتر دانشجو بوده و هرگز همدیگر را ندیدند و پس از پایان تحصیل هم در شهر مشترک چون اصرار به جدایی توافقی بود هرگز هیچ شبی را با هم نبوده اند و خانواده و فامیل شاهدند حالا چون الزام به تمکین این آقا دروغ بود و رد شد و تلاش می کند تا دختر را متهم کند و بگوید که او حق حبس ندارد و شاهدان دروغ و....جور می کند مصداق انداختن زوجه به عسر و حرج محسوب نمی شود و با استناد به آن نمی تواند دادگاه او را مجبور به دادن طلاق همراه با پرداخت حقوق زوجه سازد