درباره دادراه پایگاه دانش مقالات حقوقی نکات حقوقی

مشاوره حقوقی رایگان - مستقل شدن

من دختری 20 ساله هستم. مدت‌هاست احساس می‌کنم زندگی‌ام دیگر متعلق به خودم نیست. هر روز با امید از خواب بیدار می‌شوم، اما شب که می‌شود، با اشک و حسرت سرم را روی بالش می‌گذارم. مدتی قبل، نامزدی‌ام به پایان رسید. فکر می‌کردم بعد از آن شاید بتوانم زندگی تازه‌ای شروع کنم و برای آینده‌ام خودم تصمیم بگیرم، اما هیچ چیز تغییر نکرد. فقط غم بیشتری روی دلم ماند. آن‌قدر گریه کردم و فشار روحی تحمل کردم که حتی موهایم در این سن کم شروع به سفید شدن کردند. وقتی مادرم موهایم را دید، گفت: «داری پیر می‌شی، برو رنگش کن.» اما او نمی‌دانست این سفیدی‌ها از گذر زمان نیست؛ از غصه‌هایی است که سال‌ها در دلم جمع شده‌اند. بزرگ‌ترین آرزویم فقط ادامه تحصیل و رفتن به دانشگاه است. بارها خواهش کردم اجازه بدهند درس بخوانم و آینده‌ام را بسازم، اما هر بار فقط یک جواب شنیدم: «اول ازدواج، بعد دانشگاه.» پدرم همیشه می‌گوید: «آخرش که چی؟ دختر آخرش باید شوهر کند، بچه‌دار شود. دانشگاه به چه دردت می‌خورد؟» وقتی از کار کردن صحبت می‌کنم، پدر و مادرم می‌گویند: «ما در روستا زندگی می‌کنیم. اگر دخترمان بیرون کار کند، مردم پشت سرمان حرف می‌زنند، آبرویمان می‌رود و درباره‌ات چیزهای بد می‌گویند.» مادرم یه وقت گفت از میخواهی بروی نمیزارن برای میکشنت زندت نمیزارن اگر مستقل بشی روستایی ما نمیزارن به همین خاطر حتی اجازه کار کردن هم به من نمی‌دهند. نه به این دلیل که توانایی ندارم، بلکه فقط از حرف مردم می‌ترسند. احساس می‌کنم آینده من قربانی ترس از قضاوت دیگران شده است. هر بار که از ساختن آینده‌ام، مستقل شدن یا داشتن یک شغل صحبت کرده‌ام، با مخالفت روبه‌رو شده‌ام. انگار هیچ‌وقت حق نداشته‌ام برای زندگی خودم تصمیم بگیرم و همیشه دیگران به جای من انتخاب کرده‌اند. من از ازدواج فرار نمی‌کنم؛ فقط دلم می‌خواهد اگر روزی ازدواج کردم، با انتخاب خودم و در زمانی باشد که احساس کنم آماده‌ام، نه به خاطر اجبار دیگران. گاهی شب‌ها همه خواب هستند و من زیر پتو بی‌صدا گریه می‌کنم تا کسی صدایم را نشنود. از خدا فقط یک چیز می‌خواهم؛ اینکه امیدم را از من نگیرد، چون اگر امیدم از بین برود، دیگر چیزی برای ادامه دادن نخواهم داشت. با وجود تمام این سختی‌ها، هنوز رؤیای ادامه تحصیل، مستقل شدن و ساختن آینده‌ای بهتر را رها نکرده‌ام، اما دیگر واقعاً خسته شده‌ام. احساس می‌کنم هیچ‌کس صدایم را نمی‌شنود و فقط از من انتظار دارند همان مسیری را بروم که دیگران برایم تعیین کرده‌اند. به همین دلیل این نوشته را با تمام صداقت می‌نویسم و از شما کمک و راهنمایی می‌خواهم. آیا واقعاً راهی وجود دارد که بتوانم ادامه تحصیل بدهم، مستقل شوم و آینده‌ام را خودم بسازم؟ آیا راه قانونی یا حمایتی برای دختری در شرایط من وجود دارد؟ فقط می‌خواهم یک فرصت داشته باشم تا زندگی‌ام را خودم انتخاب کنم، نه اینکه تمام عمر حسرت آرزوهایم را بخورم. ولی یه مشکل دارم هنگامی که طلاق از نامزدم کردم این پنج ماه نه سبد کالا را دیدم و نیارانه و هیچکس پول خرجی خودمو نمیده حتی کارم ندارم و پول ندارم نمی‌دونم چکار کنم چشمام ضعیفن خیلی ضعیفن و پدرم منو نمی‌بره تا معاینم کنن یا میگه کار دارم یا میگه حوصله ندارم قبلاً یک دکتر در مدرسه‌مون آمد باهاش صحبت کردم در مورد چشمام گفت باید بهزیستی درست کنیم و اگر شاغل نیستی آن ها بهزیستی شما را افزایش می‌دن و الا گیر کردم نه پول دارم و نه چیزی میشه کمکم کنید مرحله به مرحله

پاسخ ها

برای ادامه تحصیل و استقلال، ابتدا با مددکار اجتماعی بهزیستی تماس بگیرید و برای دریافت حمایت‌های قانونی (مانند حق تحصیل و کمک هزینه) و معاینه چشم، درخواست معرفی به پزشک معتمد دهید؛ همچنین می‌توانید از طریق دادگاه خانواده برای دریافت نفقه از نامزد سابق (در صورت عقد) اقدام کنید.

درود ابتدا برای حمایت فوری به بهزیستی شهرستان و اورژانس اجتماعی ۱۲۳ مراجعه کنید و درخواست بررسی وضعیت معیشتی درمان چشم و حمایت اجتماعی ثبت نمایید سپس مدارک هویتی و تحصیلی خود را آماده کرده و برای ادامه تحصیل از آموزش و پرورش یا دانشگاه پیگیری کنید و اگر ممانعت خانواده مانع درمان یا حقوق قانونی شماست موضوع را با مددکار بهزیستی مطرح کنید.

 

می‌توانید با مشاور مدرسه یا مشاور خانواده یا روانکاو قبل از هر اقدام مشورت کنید

سوالات مرتبط

مستقل شدن
من دختری 20 ساله هستم. مدت‌هاست احساس می‌کنم زندگی‌ام دیگر متعلق به خودم نیست. هر روز با امید از خواب بیدار می‌شوم، اما شب که می‌شود، با اشک و حسرت سرم را روی بالش می‌گذا...
درس و دانشگاه
من دختر 20 ساله‌ای هستم که آرزو دارم به دانشگاه بروم، اما پدرم اجازه نمی‌دهد. او می‌گوید دانشگاه‌ها پر از مرد هستند. به او گفتم در تهران دانشگاه‌های مخصوص دختران وجود دارد، ام...
ممانعت از تحصیل دختر
سلام، من دختری 18 ساله هستم، امسال قرار بود کنکور بدم ولی تصمیم به تغییر رشته گرفتم و قرار شد توی شهر خودمون دانشگاه ازاد بخونم. از طرفی مادرم کلا با دانشگاه رفتن من مخالفه، میگه نیاز نیست درس بخونی ...
ادامه تحصیل بدون اجازه والدین
سلام و عرض ادب خسته نباشه من دخترم و چند ماه دیگه 19 سالم میشه و امسال دوازدهم هستم و کنکور ام خانوادم اجازه نمیدن برای ادامه تحصیل ب شهر دور برم اما من دلم میخواد ک دانشگاه تهران تحصیل کنم و از لحاظ ...
مستقل شدن دختر بعد از 18 سالگی
سلام .. من دخترم میخاستم بدونم بعد از 18 سالگی ولی میتونه مانع از تحصیل من بشه؟؟ و اگر من بخام مستقل زندگی کنم منو به خونه برگردون ؟؟ راه قانونی برای مستقل شدن از خونه رو دارم ؟؟ اینم بگم که مامان و ب...