درباره دادراه پایگاه دانش مقالات حقوقی نکات حقوقی

مشاوره حقوقی رایگان - شکایت

باسلام بسیجی ازم دروغی شاکی شده که فحاشی به مقامات کردم و کتکش زدم عمدی و شرب خمر کردم که تازه اونها 15نفر بودند 4تا ماشین بودند که منو توی پارک گرفتند و خیلی هم زدند و بردند پاسگاه و گفتند مشروب خورده اصلا مشروب نخورده بودم که بهم که الکی گیر دادند و زدندم گفتم ازتون شکایت میکنم الکی برام پاپوش درست کردند خداشاهده و شبم بازداشتم کردند که خود مامورای کلانتری هم دلشون سوخته بودشون برام که هر چی که گفتم ازم تست الکل بگیرید که گفتند معلومه که چیزی مصرف نکردی که گفتند به قاضی بگو صبح که از شانس بدم که چند وقت قبلش دوباره مامورهاگرفتندم دادند دادگاه به جرم شرب خم قاضی دادم زندان و پس از چند روزی با مکافات و هزار جور بدبختی و التماس که هی پدرو مادرم میرفتند پیش قاضیه که خودش وثیغه بریده بود برام که درم بیارند لج کرده بودش بهم و تازه با توپ و تشر پر اونها رو بیرون میکرده که در آخر رفته بودند پیش دادستان که شخص خود دادستان خواستم توی زندان که بردندم دادگاه مجازی تا جریان رو گفت که چرا وثیقه نمیزاری که بری گفتمش باهام لجه قاضیه که گفتش بگو خانوادت بیاند بزارند بیاند پیش خودم که آزادم کردند با وثیقه که این سری که مال پارساله از شانس بدم دوباره بردندم پیش همین قاضی که توپش پر شد تا منو دید گفت که دوباره گرفتندت که هر چی حقیقتو و داستان رو گفتم براش اصلا حرف منو قبول نکرد که گفتم اصلا از مامورهای کلانتری بپرسید که من چیزی مصرف کرده بودم که اونها هم دیدند و شاهد بودند اصلا محل نداد و روانه زندانم کرد که بعد از مدتی با غید یه وثیغه دیگه دوباره آزاد شدم که الان ابلاغ اومده که بازش که رفتم کافی نت کرد برام دیدم ایجوریه به ناحق اصلا افتادم و حالم خیلی خیلی بد شد قلبم درد گرفت چونکه به دروغه و خدا رو شاهد میگیرم که بی گناهم و ناحق میخواند مجازاتم کنند که 3روز دیگه باید برم دادگاه که ده روز وقتم دادند که از بخت بدم نه درآمدی دارم و نه که پولی که بخوام وکیل بگیرم و مریضم هستم قلبم ناراحته و اعصابو روانم پارسال بخاطر این اتفاقات خیلی خیلی داغون شدش و ریختم بهم که افسردگی شدیدی گرفتم که همیشه تنهام و اصلا دلو حوصله بیرون رفتن و جایی رفتن و مهمونی رفتنم ندارم و همیشه هم توی اطاق خونمون باورتون نمیشه خودمو حبس کردم که دلو حوصله و اعصاب اینو که حداقل برم پیش پدرومادر پیرمرد پیرزن دربدر بدبختم داخل سالن رو هم ندارم که هی گریه میکنه مادرم میگه که توکلت بخدا همچی درست میشه مادر غصشو نخور که خدایی هستش که سر بیگناه تا پای دار میره ولی بالای دار نمیره که خودمو باختم و دیگه امیدی به زندگی و زندگی کردن و زنده موندنم حتی بخاطر همین اتفاقات ندارم چونکه تا حالا که زندان نرفته بودم که آبرومون توی فامیل و دوستان و آشنایان و همسایهامون رفتش که بله بار اولو قبول دارم که مشروب خورده بودم که همه داشتند توی پارک مصرف میکردند که منم رفتم یه تابی بخورم که به اسرار منم مصرف کردم که مامورها اومدند همه فرار کردند من وایسادم منو گرفتند که این بار رو خیلی زور میگه خداوکیلی که موندم که چیکار کنم که آش نخورده و دهن سوخته که بارهای بار اومدم خودمو یجوری بخدا غسم خلاصرکنم که فقطو فقط دلم برای پدرومادرم که کسی رو ندارند میسوزه و اینکه میگند که خدا نمیبخشه کسانی که دست به خود کشی بزنند که خیلی گناه سنگینی هم هستش که به خود خدا از خواب و خوراک وهمچی هم افتادم که کم آوردم و خسته شدم و نمیدونم که چیکار کنم و همشم ترس از سه روز دیگه دارم که باید برم دادگاه قاضی نده دوباره زندان که دیگه نمیتونم حبس بکشم که از این میترسم آخه کاری نکردم که بخوام تقاص و طاوان الکی پس بدم و موندم که چجوری بی گناهیمو ثابت کنم که ای این 15نفر بسیجی هم که همشونم بچه سال حدودا 20تا22ساله بودندم فقطو فقط یکیشون که خیلی کتکم میزد جوری که پهلوی سمت چپم نمیتونستم تا خوابیدم بلند بشم از جام که با مکافات بلند میشدم یا موقعه نشستنم همینجور که حدودا یک ماهی اینجوری بودم که از شدت درد شدیدش گریه میکردم شبها داخل زندان که زندانیهای دربدرهای بدبختها از خواب بیدار میشدند و دلشون میسوخت و پماد میدادند که چربش میکردم و یا مسکنی ژلفنی چیزی تو رو خدا تو رو امام حسین بگید که چجوری بی گناهیمو میتونم ثابت کنم و ادعادی شرف کنم که الکی زندگی یکی رو نابود نکنند و الکی شاکی نشند از دست یکی که نمیدونم خدا و قران و پیغمبر و امامان و معصومین رو قبول نداره که به کذب و به دروغ رفته شکایت کرده ازم خودشم گزارش مینوشت انگاری که قاتل گرفته یا تروریستی اشراری گرفته که چنتا برگه آچار رو داشت همینجوری داخل پاسگاه هی چیز مینوشت بر علیه من که مامورها تا که رفتند گفتند تازه اومده توی این لباس که احساس قدرت میکنه که فقطو فقط خدا بدادت برسه که این کار هر شبشه که هر کی رو که گرفته آورده محال بوده که آزادش بکنند که همشون رو روانه زندان کرده این آقا پسر خدایا خودت به فریادمون برس با تشکر ازتون و خدانگهدارتان.

پاسخ ها

اگر اتهاماتی مانند شرب خمر، ضرب‌وجرح و توهین را قبول ندارید، دادستان و دادگاه باید آن‌ها را با ادله قانونی اثبات کنند و صرف ادعای شاکی برای محکومیت کافی نیست. اگر از شما تست الکل گرفته نشده، آثار جراحت خودتان ثبت شده یا شاهد و فیلمی از درگیری دارید، حتماً آن‌ها را به دادگاه ارائه و در صورت ضرب‌وجرح، شکایت متقابل و درخواست بررسی دوربین‌های محل را مطرح کنید.

 

سلام دوست عزیز نیاز به مشاوره تلفنی می‌باشد

سلام لازم می‌باشد که اسناد و مدارک مرتبط با موضوع مطروح مورد بررسی و مطالعه قرار بگیرند تا بدین سبب، اظهارنظر دقیق و کاربردی حقوقی ارائه بگردد.

رای در صورت قطعیت لازم الاجراست

با درود اهل کجا هستید اگر ساکن فارس هستید تا با شما به صورت تسخیری همکاری نمایم با بنده تماس بگیرید.

برای سوالات طولانی مشاوره تلفنی بگیرید

با سلام و احترام

اتهام ها را در دادگاه انکار کنید

لایحه دفاعیه تخصصی نیاز دارید از طریق وکیل انجام بدید

مشاوره بگیرید

باسلام، در دادگاه با درخواست استعلام از مأموران کلانتری، مطالبه فیلم دوربین‌ها، تحقیقات محلی، احضار شهود و اعتراض به اظهارات شاکیان، بی‌گناهی خود را اثبات و در صورت تبرئه، از شاکیان به اتهام افترا یا گزارش خلاف واقع شکایت کنید

با ارائه مدارک (نظریه پزشکی، شهادت ماموران)، لایحه دفاعیه برای اثبات بی‌گناهی تقدیم کنید.

سوالات مرتبط

وکلای متخصص