سلام با شماره تلفن ۱۲۳ مربوط به اورژانس اجتماعی تماس حاصل بفرمایید تا متخصصین، شما را یاری کنند.
سلام سلام، خیلی متأسفم که در چنین موقعیت سخت و سنگینی هستی. اینکه دغدغهمند هستی و برای حفظ خانواده تلاش میکنی، کاملاً قابل درکه. اما میخوام چند نکتهٔ مهم و واقعگرایانه رو باهات در میون بذارم تا بدونی از چه راههایی میتونی کمک کنی و از چه چیزهایی خارج از کنترل تو هست چند نکته مهم که اول باید بدونی طلاق تصمیم پدر و مادره، نه مسئولیت یا تقصیر تو. تو کودک یا نوجوان این خانواده هستی، نه مدیرش تنهایی نمیتونی جلوی تصمیم بزرگسالها رو بگیری اما میتونی تأثیرگذار باشی و فضا رو برای فکر کردن دوباره فراهم کنی اینکه ناراحتی، نگران هستی یا میترسی، کاملاً طبیعی و قابل احترامه چند کاری که واقعاً میتونی انجام بدی یک گفتوگوی آروم با هر کدومشون بهصورت جداگانه بدون گریه یا فشار، بگو من دارم اذیت میشم دوست دارم یک بار دیگه فرصت بدین برای من مهمه که با احترام با هم حرف بزنین فقط همین. هدف اینه که اونها بفهمن چقدر رو تو تأثیر گذاشته پیشنهاد بده از یک مشاور خانواده یا روانشناس کمک بگیرن خیلی وقتها اختلافات قابل حلّه، اما طرفین نیاز به یک واسطه متخصص دارن میتونی بگی «برای خاطر من، فقط یک جلسه با مشاور برین. حتی اگر تصمیم نهاییتون همون باشه، حداقل مطمئن میشین همه راهها رو امتحان کردین وسط دعواها وارد نشو یا نقش نجاتدهنده نداشته باش چون فقط خودت آسیب میبینی و ممکنه اوضاع بدتر بشه نقش تو حمایت عاطفیه، نه داوری یا حل اختلاف یک بزرگسال مورد اعتماد پیدا کن مثل یکی از اعضای خانواده مشاور مدرسه روانشناس خاله/عمه/عمو/دایی و ازش بخواه با والدینت صحبت کنه. گاهی حرف یک نفر از بیرون خیلی اثرگذارتره خیلی به خودت فشار نیار حتی اگر نهایتاً طلاق بگیرن، تو مقصر نیستی خیلی از بچهها بعد از مدتی میبینن که زندگیشون آرامتر شده چون دعواهای خانه کمتر شده.
سلام
شما نمیتوانی تصمیم نهایی دو بزرگسال را بگیری. والدین شما، با تمام عشق به شما، دو شخصیت مستقل هستند که رابطهای را با هم تجربه کردهاند. با این حال، برای اینکه از این وضعیت آسیب کمتری ببینی و شاید راهی برای آرام کردن اوضاع پیدا کنی، چند توصیه دارم:
۱. از نقش «میانجی» یا «قاضی» فاصله بگیر
بزرگترین اشتباهی که فرزندان در این شرایط مرتکب میشوند، این است که میخواهند بین پدر و مادر میانجیگری کنند یا هر کدام را به سمت دیگری متقاعد کنند.
تو در موقعیت قدرت نیستی و وقتی سعی میکنی طرف یکی را بگیری یا هر دو را اصلاح کنی، فشار روانی روی خودت دوچندان میشود و ممکن است آنها را بیشتر نسبت به هم عصبی کند.
۲. صحبت کردن از جایگاه «احساس خودت» (نه قضاوت آنها)
به جای اینکه بگویی: «شما نباید طلاق بگیرید» یا «شما دارید اشتباه میکنید» (که باعث دفاعی شدن و لجبازی آنها میشود)، از زبان خودت حرف بزن.
مثلا نباید بگی: «چرا میخواهید خانواده را خراب کنید؟ این کار اشتباه است.»
- جمله درست: «من وقتی بحث طلاق پیش میآید، خیلی احساس ناامنی و ترس میکنم. دوست دارم بدانم تکلیف من و آرامش من در این میان چیست؟»
وقتی تو از احساس خودت حرف میزنی، آنها نمیتوانند با تو بحث کنند، چون تو داری واقعیت درونی خودت را میگویی. این کار ممکن است آنها را وادار کند به جای جنگیدن با هم، به فکر آسیبهایی که به تو میزنند هم فکر کنند.
۳. درک ریشهها (بدون دخالت در حل آنها)
گاهی اوقات طلاق، به معنای پایان دادن به یک جنگ مداوم است. گاهی پدر و مادر فکر میکنند با جدا شدن، آسیب کمتری به فرزند میزنند تا اینکه مدام جلوی چشم او دعوا کنند.
- سعی کن بفهمی آنها واقعاً میخواهند از هم جدا شوند یا فقط در یک دوره بحرانی و خشمآلود هستند؟ اگر در مرحله خشم هستند، صحبت کردن در این دوران بیفایده است. باید منتظر ماند تا طوفان آرام شود.
سلام عزیزم
از نظر قانونی رضایت یا نارضایتی فرزند مانع طلاق پدر و مادر نمی شود، ولی می توانید از آنها بخواهید قبل از تصمیم نهایی به مشاوره خانواده بروند.
با اورژانس اجتماعی تماس ودرخ است کمک نمایید
درود؛ مشکل شما حقوقی نیست اما می توانید آن ها را به کمک گرفتن از یک مشاوره خانواده قبل از تصمیم به طلاق تشویق نمایید.
دادگاه پیش از صدور حکم طلاق موضوع را برای تلاش در جهت صلح به مراکز مشاوره ارجاع میدهد