سلام و عرض ادب
آنچه که وفق ماده 1121 قانون مدنی از موجبات حق فسخ نکاح برای زوج است؛ جنون قطعی و مستقر زوجه است که قبل از عقد موجود بوده و از ایشان پنهان شده باشد و نه صرف وجود هر نوع و هر درجه از بیماریهای اعصاب و روان و یا سابقه بستری بودن در بیمارستان های روانپزشکی لکن درهرحال، حتی درصورت عدم جنون نیز، با توجه به اینکه سلامت زوجه حین عقد از شروط ضمنی و مفروض عرفی در قصد زوج برای نکاح است؛ پدر محترمان شخصاً در زمان حیات خود برای یک مدت محدود عرفی از تاریخی که متوجه بیماری ایشان گردیده بوده اند، حق فسخ فوری نکاح بواسطه تدلیس و فریب داشته اند که متاسفانه از آن استفاده نکرده اند و این حق فسخ گرچه حتی در زمان حیات ایشان نیز بدلیل سکوت پدرتان و عدم رعایت فوریت در اعمال حق فسخ، ساقط شده بوده لکن درصورت بقای حق فسخ نیز، اعمال این حق پس از فوت ایشان به قائم مقامی ایشان ممکن نبود چرا که اولاً با فوت یکی از زوجین، عقد نکاح خود بخود منفسخ و بلاموضوع است و ثانیاً حق فسخ در نکاح به هرعلت از جمله بواسطه تدلیس، باید اصالتاً اعمال شود و مشخصاً در عقد نکاح، حق فسخ به فرزندان زوج بعنوان وراث منتقل نمیشود لذا امکان فسخ نکاح پس از فوت ایشان وجود ندارد و زوجه مستحق دریافت تمام مهرالمسمی ثبت شده در سندنکاحیه است و مهریه ایشان قانوناً باید ادا شود.