پرونده کوچکترین کوچکترین کوچکترین نقصی نداشت. پیام های تهدید به مرگ کلی ازش داشتم . فیلم حمله کردنش و شکستن عینک رو دارم . توی بیمارستان حمله کرد و حراست بیمارستان و راننده های آمبولانس و مردم حریف نشدن منو از زیر دستش در بیارن . باعث رعب وحشت توی بیمارستان شد . حراست بیمارستان دادگاه اومدن و شهادت دادند.حجاب منو برداشت و تموم دکمه های مانتو منو کند . شب تا صبح دستش روی زنگ خونه بود و مادرم سرطان داره و به آرامش نیاز داره که ما از دست ایشون امنیت جانی نداریم . دست خودش رو شکست و از من شکایت کرد و قاضی گفت 60 میلیون باید دیه بدی . من تموم ابلاغیه هارو حضور داشتم ولی منشی قاضی میگفت شما برو خونه و از مادرتون نگهداری کنید و من فکر میکردم داره کمک میکنه و دقیقا همون ابلاغیه هایی که حضور نداشتم منع تعقیب خوردم و در آخر محبتشون رو تکمیل کردن و پرونده رو مختومه کردن . الانم متهم با خیال آسوده داره به دروغ پرونده تشکیل میده . نمیدونم چرا با این که میدونستن چه شرایط روحی بدی دارم بدون رضایت من مختومه کردن . من به قانون پناه بردم ولی