اگر پرونده کیفری است، صرف تقدیم درخواست ماده ۴۷۴ اجرای حکم را متوقف نمیکند؛ اما اگر حکم واقعاً هنوز قطعی نشده باشد، اجرای آن محل ایراد جدی است. با توجه به پیدا شدن مدارک جدید مؤثر، حضوری به دفتر خدمات قضایی/دادگستری مراجعه و درخواست ماده ۴۷۴ را ثبت کنید و همزمان از شعبه اجرای احکام و دادگاه صادرکننده رأی، درخواست توقف عملیات اجرایی و جلوگیری از جلب و توقیف خودرو بدهید؛ ماده ۴۷۸ نیز در صورت پذیرش اعاده دادرسی، مبنای توقف اجراست
سلام فعلاً بایست تکلیف اعادهدادرسی که قبلاً انجام دادهاید، مشخص بشود. به علاوه، رأی در دادگاه تجدیدنظر قطعی شده و قابلیت اجرا پیدا کرده است.
باسلام خدمت کاربرمحتر م ۰ رای غیابی تا زمانی که دستور توقف صادر نشود، قابل اجراست. چون سیستم ثبت الکترونیکی بهدلیل سوابق قبلی اجازه ثبت درخواست جدید نمیدهد، وقت را تلف نکنید و حتماً حضوری به شعبه اجرای احکام و دفتر دادگاه صادرکننده رای بروید. لایحهای مکتوب با موضوع «درخواست توقف عملیات اجرایی» به دلیل وجود مدارک جدید و تقاضای اعاده دادرسی تنظیم کنید و مستقیماً به قاضی شعبه یا رئیس دادگاه بدهید تا دستور توقف جلب و توقیف را صادر کند.موفق باشبد
ماده ۴۷۴ فقط نسبت به حکم قطعی کیفری قابل استفاده است و دلیل تازه وقتی مؤثر است که از جهات قانونی اعاده دادرسی مثل اثبات بیگناهی یا عدم تقصیر باشد؛ ماده ۴۷۷ هم مسیر جداگانه خلاف شرع بیّن است. اگر همان پاسخ دیوان صریحاً گفته رأی هنوز قطعی نشده، فوراً آن را به اجرای احکام و دادگاه صادرکننده بدهید و توقف اجرا و رفع جلب و توقیف را بخواهید؛ بعد از قطعیت، اصل مدارک تازه را برای اعاده دادرسی کیفری ضمیمه کنید.
بادرود 1. اعمال ماده 477 صرفا در مواردی قابلیت اعمال دارد که آرا قطعی صادره خلاف شرع بین تشخیص داده شود بنابراین اگر احکام مذکور از جهات دیگر از جمله مادتین 474 قانون آیین دادرسی کیفری و یا 426 قانون آیین دادرسی مدنی قابلیت اعاده دادرسی داشته باشد نوبت به اعاده دادرسی ماده 477 نمی رسد. 2. تشخیص خلاف شرع بین بودن آرا قطعی در اختیار و صلاحیت رئیس محترم قوه قضائیه میباشد که به نوعی این حق به روسای محترم کل دادگستری استانها تفویض گردیده است. بنابراین این حق مربوط به محکوم علیه نمیباشد که اگر درخواست آنها مردود اعلام شود حق اعتراض داشته باشد. 3. اشخاصی که حق اعلام خلاف شرع بین بودن رای را به رئیس محترم قوه قضائیه دارند صرفا رییس دیوانعالی کشور، دادستان کل کشور، رییس سازمان قضایی نیروهای مسلح و یا رییس کل دادگستری استان میباشند لکن رویه معمول این است که محکوم علیه از طریق رئیس کل دادگستری استان درخواست خویش را مطرح می نمایند 4. درخواست اعاده دادرسی موضوع ماده 477 به مرجعی که در حوزه ریاست دادگستری کل برای این امر در نظر گرفته شده تحویل داده میشود و در آنجا برای مراجعین تشکیل پرونده میگردد 5. مدارک مورد نظر برای تشکیل پرونده اعاده دادرسی عبارتند از آرا محاکم بدوی و تجدیدنظر و در صورتی که حکم در مرحله بدوی قطعی شده باشد گواهی قطعیت رای لایحه ی دفاعیه به همراه اسناد و مدارکی که محکوم علیه برای اثبات ادعای خویش لازم میداند پرداخت هزینه دادرسی یک عدد پوشه و گیره و فرم مخصوصی که میبایست توسط مدعی اعاده دادرسی تکمیل شود 6. پرونده مذکور در اسرع وقت در کمیسیونی مرکب از قضات عالی رتبه به انتخاب رئیس کل دادگستری مورد ارزیابی دقیق قرار میگیرد و درخواست مطروحه به شور گذاشته میشود و اگر نظر اکثریت اعضای هيئت بر این امر استوار گردد که آرا صادره ظاهرا منطبق با موازین شرعی نمیباشد درخواست مطالبه پرونده از مرجع مربوطه میشود 7. در صورتی که نظر قضات هیئت بر این امر باشد که رای صادره منطبق با موازین شرعی و قانونی میباشد درخواست را مردود اعلام مینمایند و در این صورت چون این تصمیم یک تصمیم قضایی نیست و صرفا تصمیمی اداریست قابلیت اعتراض ندارد البته مراتب رد درخواست به متقاضی اعلام میگردد ضمنا رویه معمول بر آن است که علت یا علل رد درخواست نیز به متقاضی اعلام نمیشود چرا که برابر اظهارات قبل این حق اعاده دادرسی مربوط به رئیس کل دادگستری میباشد نه محکوم علیه 8. اعاده دادرسی موضوع ماده 477 بر خلاف موارد دیگر اعاده دادرسی ها محدودیت زمانی ندارد، و متقاضی اعاده دادرسی بعد از صدور حکم قطعی هر زمانی که اراده نماید میتواند نسبت به این امر اقدام نماید. 9. اگر نظر اعضای کمیسیون بر این امر باشد که رای صادره از لحاظ اصول شرع بین واجد تردید است دو حالت متصور است اول اینکه از رئیس مجتمعی که رای در آن صادر شده یا رییس دادگستری مربوطه درخواست میگردد که گزارشی از روند رسیدگی به پرونده همراه با نظر خویش ارسال نماید و اگر این گزارش حکایت از صحت رای صادره داشته باشد و اظهارنظر مربوطه مورد تایید کمیسیون قرار گیرد درخواست مردود اعلام میشود دوم اینکه اصل پرونده با دستور کمیسیون از مرجع مربوطه مطالبه میگردد و مستقیما توسط قضاتی که رئیس کمیسیون تعیین مینماید مورد ارزیابی قرار میگیرد و گزارش کامل و جامعی از آن تهیه و در پایان هر گزارش اظهار نظر قضایی انجام میپذیرد 10. در صورتی که حداقل دو نفر از مشاوران قضایی رئیس کل دادگستری نظر بر خلاف شرع بودن آرا اصداری داشته باشند پرونده جهت اتخاذ تصمیم نهایی به نظر رئیس کل دادگستری رسیده و در صورت تایید آن مقام، پرونده مذکور به تهران ارسال میگردد همانطور که سابقا گفته شد نظر اصلی با رئیس کل دادگستری میباشد و اگر مشاوران ایشان نظر بر خلاف شرع بودن آرا داشته باشند ولی شخص ایشان با این نظرات موافق نباشد پرونده بایگانی می شود و برعکس آن نیز مصداق دارد. 11. پس از ارسال پرونده از استانها به تهران، ابتدائا توسط تعدادی از کارشناسان مجرب قوه قضائیه مورد بازبینی و ارزیابی قرار میگیرد و اگر این کارشناسان نظر ارائه شده توسط استانها را تایید نمایند پرونده به یکی از شعب دیوان عالی کشور جهت رسیدگی ماهیتی به پرونده ارجاع میگردد و اگر تایید نگردد پرونده مذکور عودت داده میشود. 12. رسیدگی در شعب دیوان عالی کشور ماهیتی میباشند و اگر شعبه مذکور آرا صادره را خلاف شرع بین تشخیص دهد آن را نقض و رای مقتضی صادر مینماید بدیهی است اگر در این مرحله قضات مذکور تحقیقات انجام پذیرفته را ناقص بیابند دستور به رفع نقص از شعب مربوطه صادر مینمایند و پس از تکمیل پرونده مبادرت به صدور رای مینمایند. 13. با توجه به عرف غالب آرا صادره از شعب دیوان عالی کشور دیگر قابلیت اعتراض موضوع ماده 477 را ندارند و این مرحله صرفا یکبار انجام میپذیرد هرچند که در مواقع بسیار نادر ملاحظه شده است که این مهم رعایت نگردیده است. 14. با توجه به موارد گفته شده مشخص است که طرح ادعای اعاده دادرسی موضوع ماده 477 بسیار زمانبر و طولانی مدت خواهد بود و عملا تعداد بسیار اندکی از آرا نقض میگردند