درباره دادراه پایگاه دانش مقالات حقوقی نکات حقوقی

مشاوره حقوقی رایگان - تفسیر منطقی نظریه شماره 7/98/1926

سلام و عرض احترام خدمت وکلای گرامی، با نهایت احترام به نظام حقوقی کشور، لطفا یکی از حضرات محترم نظریه شماره 7/98/1926 صادره در مورخ 1398/12/25 را برای بنده از نظر بنیان های منطق عقلانی که لازمه ضروری تصویب یک قانون است در تمدن انسانی است، توصیف و تفسیر کنند. پیشتر پرسشی در خصوص تبصره یک ماده 658 قانون مجازات اسلامی در اینجا مطرح کردم، یکی از آقایان اظهار داشتند با استناد به نظریه شماره 7/98/1926، مسئولیت مالی در خصوص «ارش‌البکاره» از بین نمی‌رود و تبصره یک ماده 658 صرفا به «مهرالمثل» اشاره دارد. با این حال تبصره یک اظهار میدارد «چیزی ثابت نیست» منظور از «چیزی» مشخصا در اینجا «هرچیزی» است از نظر لغوی به تمام مواردی که پیشتر شمول این کنش میشدند اشاره دارد که شامل مهرالمثل، دیه، ارش‌البکاره و... است. آیا این تفسیر نادرست است؟ اگر نادرست است لطفاً حضرات تفسیر دقیق این تبصره را برای بنده بنویسید. اگر درست است پس چرا یک نظریه حقوقی بر نص صریح قانون تفوق میجوید و موجب نقض معنای ماهوی آن می‌شود؟ و بطور کلی یعنی نظام حقوقی کشور معتقد است حتی اگر رضایت یک شخص بر ازاله بکارتش اثبات شود بازهم می‌تواند برای آن ارش‌البکاره مطالبه کند؟ ارش‌البکاره تعریفاً به دیه ای اشاره دارد که در نتیجه آسیب یا جراحت به پرده بکارت پرداخت میشود. آیا از نظر پزشکی، حذف طبیعی پرده بکارت نوعی «جراحت یا آسیب» تلقی میشود؟ و این منطقی است؟ اگر حذف بکارت مافوق حذف طبیعی موجب آسیب یا جراحت در ناحیه موردنظر شود انگاه ارش‌البکاره موضوعیت دارد؟ لطفا کامل و دقیق این موضوع را توضیح بفرمایید‌. با سپاس

پاسخ ها

اگر رضایت واقعی و معتبر به رابطه وجود داشته باشد، استدلال قوی این است که بر اساس تبصره ۱ ماده ۶۵۸، بابت خود ازاله بکارت نیز چیزی ثابت نیست؛ هرچند نظریه و دیدگاه مخالف  زیاد  مطرح شده است.

سلام و احترام

برداشت شما از عبارت چیزی ثابت نیست، از نظر لفظ قانون قابل دفاع است و حتی هیات عالی یک نشست قضایی نیز صریحا اعلام کرده که در ازاله بکارت با مقاربت و رضایت، نه مهرالمثل و نه ارش البکاره ثابت نیست. آ

سوالات مرتبط

وکلای متخصص