درباره دادراه پایگاه دانش مقالات حقوقی نکات حقوقی

مشاوره حقوقی رایگان - لایحه برا دیوان

بادرود و خداقوت حضور وکلا و دست اندرکاران دادراه بنده401/08/12همسرم را عقد کردم قرار شد تا زمان عروسی واتمام منزل نیمه ساخت طبقه بالای منزل مسکونی والدینم خانه مادرش بماند ولی به اصرار زیاد مادرش پس از عقد کنار من در همان منزل نیمه ساخت ماند منم که وضعیت اینطور شد محل کارم را که 1000کیلومتر بامنزل فاصله داشت تغیردادم ودرشهرخودمان دریک شرکت خودرو سازی مشغول به کار شدم همه چیز خوب بود تا اینکه بعد از 2ماه یک عصر که از محل کارم برگشتم متوجه شدم که همسرم خانه نیست بعد از تماس تلفنی باوی متوجه شدم که باکمک پدرش ونقشه مادرش منزل راترک کرده وطی همان تماس تلفنی گفت که دیگر برنمی گردد که من زنگ به کلانتری زدم و روز بعد به دفتر خدمات قضایی مراجعه کردم ودعوتش کردم به زندگی که نیامد تا اینکه از شورای حل اختلاف شهرشان برای من ابلاغیه آمد من هم درجلسه شرکت کردم که شورا اورا ملزم کردند تامن منزلم راتمام میکنم کنار مادرش بماند مادرش گفت نفقه اش چی که باز شورای اختلاف گفت بنده خدا داره خانه برای رفاه حال دخترت درست می‌کند جلسه تمام شد منم برگشتم پس از جلسه باکمک پدر ومادرم خانه رازودتر تمام کنم تا بهمن ماه سال 1402من هم ساخت منزلم راانجام میدادم هم به همسرم سرمیزدم درهمین رفت و آمد ها نیز هروقت پول یا وسیله ای درخواست می‌کرد باتوجه به حرفی که شورای حل اختلاف گفته بود باز براش فراهم میکردم رسید پولها هست ولی خوراک و پوشاک ودیگر امکانات که برایش فراهم می کردم را قبول نکرد یک روز در اوایل اسفند همان سال 402 که ازمحل کارم آمدم خانه ودرحال استراحت بودم زنگ خانه زده شد ازطرف کلانتری محل زندگی دوتا مأمور باهمسرم آمدند ومرابازداشت کردند از آنجا به دادگاه شهرستان محل زندگی همسرم برده شدم به حکم قاضی همسرم مرا زندان کرد پس از 2هفته پدرم ضمانت گذاشت ومن رااز زندان بیرون آورد آیا تا زمان دادخواست مهریه که همسرم زده امکاناتی که برایش فراهم کردم وپول بهش میدادم که از پولها رسید دارم هرچه آنها را به قاضی ارائه کردم قبول نکرد که رأی بدهد بنده نفقه رامیدادم طبق رسید هایی که داشتم سپس درخواست طلاق کرد من نیز که منزل راتمام کرده بودم اوایل سال 1403 الزام به تمکین زدم تاسال 1404 قاضی زحمت کشیده رأی ندادند تا ازآن دادگاه رفتند که قاضی بعدی رأی بر الزام به تمکین دادند که همسرم قبول نکرد حاضربه زندگی مشترک شود باوجود اینکه من نفقه خانمم ر ابه روز پرداخت می‌کردم تنها به دلیل کراهت از من دادخواست طلاق داد که تجدید نظر استان چون رأی دادگاه بدوی محل زندگی همسرم رامخالف موازین شرعی دانست نقضش کرد همسرم به کمک وکیلش پرونده‌ رو فرستادن برا فرجام که دوباره برگشت تجدید نظر استان مشاوره و دیگر کارهایی که دیوان ازشون خواسته بود را انجام نداد2 هفته گذشته جلسه داشتیم که همسرم وکیلش رو عوض کرده بود دیروز همان رأی سال گذشته رو که تجدید نظر خودش قبول نکرده بوددر تجدیدنظر استانی به منزله عسروحرج به خاطر مفارقت جسمانی تأئید کردند با بذل 200سکه و3ماه طهر که قاضی تجدید نظر بدون اینکه من وکالت بهش داده باشم یا ضمن عقد چیزی گفته یا نوشته باشم ازطرف من که بذل و بخشش راقبول نکردم، رأی بر طلاق صادر کرد به نظر شما من چه کارکنم همچنین گفتند که اززمان عقد من به خانمم سرنمی زدم درصورتی‌که تا 1402 من هفته ای یک مرتبه بهش سرمیزدم اگه پول نیاز داشت بهش می‌دادم رسیداشون موجود هست درسال 1403 دوباره الزامش کردم‌ تا سال404که رأی بر ناسازگاری ناشزه بودن صادر شده آیا دیوان همینو تأئید می‌کنه یا خیر عاجزانه ازشما وکلای محترم درخواست دارم یک لایحه طبق آنچه که من شرح دادم برایم بنویسید حقیقتا من بایک حقوق کارگری سکه های مهریه خانمم را که قاضی رأی داده بپردازم شاهکار میکنم دیگر هزینه گرفتن وکیل را عندا... نداشتم شما برادرانه کمک کنید با این همه ظلم که در حقم شده دردیوان دیگر حقم ضایع نشود

پاسخ ها

نیتز به رویت دادنامه

با سلام با توجه به توضیحات ارائه شده مدارک و مستندات نیاز به بررسی است

سوالات مرتبط

وکلای متخصص