درباره دادراه پایگاه دانش مقالات حقوقی نکات حقوقی

مشاوره حقوقی رایگان - راهکار

باسلام و عرض ادب من دختر 16 ساله ای هستم که پدری دارم که جنون داره (پیش دیگران اصلا یکی دیگست اینقدر خوب و مهربون اما تو خونه از شمر بدتره) بد اخلاق و دست بزن دارد جوریکه من الان مشکل شنوایی پیدا کردم و سر درد های شدیدی دارم قلبم مشکل پیدا کرده و درد شدیدی میگره حتی از یک دعوای خیابون یا دوستام بدنم سست میشه و شک بهم وارد میشه جوریکه نمی تونم روی پاهام وایستم پدر بنده دور از خانواده و چند سالی که پیششون بوده با پدر مادر بد اخلاقی بزرگ شده بعد از سن ده سالگی به شهر میاد و پیش برادر های بد اخلاقش زندگی میکنه ابتدا در اوایل با مادرم خیلی بد رفتار میکرد مادرم ولی میسازه و میسوزه ولی از بعد تولد من با من مشاجره و بحث داشتن الان که سن 16 سالگی هستم اصلا پیش پدرم امنیت جانی هم ندارم ایشون یک ادم به اصطلاح مذهبی هستن ولی خب خیلی اذیتم کرده سر خوندن نماز صبح و چادر هرچی هم بهش میگم که کسی از بچه ها اصلا دخترای فامیل چادر نمیپوشه (حتی اگه من بخوام مدرسه برم با لباس فرم هم نمیزاره و شده کتکم میزنه تا چادر بپوشم) ولی اخر بحث به کتک زدن من و فحاشی میرسه من حتی گوشی شخصی در این سن ندارم مشکلم این نیست مشکلم اینه که حتی اگه گوشی مادرمم دستم هست بی نهایت تند خویی از خودش نشون میده و مادرم رو تحدید به کشتن میکنه ایشون تو ذهن مریضش اینه اگه من چادر نپوشم کسی نمیاد خواستگاریم البته که من واقعا زیبا هستم دلیل خواستی هم ندارم که بخوام خودمو اینجوری نشون بدم که بخاطر چادر یکی بیاد منو بگیره یا گوشی رو که میگیره میره همه جاشو میگرده تا مثلا مچ من را با یک پسر بگیرید و بهانه ای برای کشتن من پیدا کند تازگیا که دعوامون شده بود و من را در حد مرگ زده بود مادرم گفت بچمو داشتی میکشتی گفت بکشم مگه چیکارم میکنن اون حتی ترس از کشتن من نداره و اسمشو گذاشته با غیرت دیگه مادرمم خسته شده نه دعایی نه نذری و نه حتی مشاورم نمیره منم میترسم ازش که یکوقت بلایی سرمون بیاره زنگ به ارژانس اجتماعی نمیزنم ولی ادم نمیشه من یک برادر 10 ساله هم دارم اون بچه هم ارامش نداره حتی میبینم داره از پدرم تقلید میکنه فحش میدهد و میزند دیگه خسته شدم حتی میگه نمیخواد درس بخونی و مادرم میخواد بفرسته مدرسه خوب با رشته خوب تا کسی بشیم و پول شهریه مدرسه غیردولتیمو که میخواد بده نمیزاره مادرم از نظر مالی خوبه هم ارث زیادی داره هم مهریه زیادی داره ولی میترسه بعد از طلاقش هم پدرمون اذیتمون کنه دیگه نمیدونم چیکار کنم حتی چند بار دست به خودکشی زدم اما بخاطر مادر دست کشیدم ولی دیگه نمیکشم ابرو ندارم دیگه از بس که توی ساختمون داد و هوار میکنه هیچیم براش مهم نیست میگه اگه منو یک روز بی چادر ببینه منو همونجا جلو صد نفرم باشه میزنه اینقدر تا بمیرم و بعدش مادرمو میکشه باورتون شاید نشه ولی خیلی صریح بهمون میگه یک خاطره خوبم ازش ندارم با 16 سال سن 100 بار سر مثائل چرتش کتکم زده سر قران حفظ کردن سر چادر پوشیدن چرا نمازم اول وقت نیست به خدا نمیکشم حتی ارامش روح ندارم از دین بدم میاد خدا رو دیگه باور ندارم حالم از هرچی خدا و پیامبره بهم میخوره حتی تو درسامم نمیتونم تمرکز کنم نمیدونم اون حتی از اینکه ما با ادب رفتار میکنیم هم ناراحته از اینکه توی مهمونی درست میشینیم میگه چرا مثل مغرور ها میشینی چرا اینجوری عطسه میکنی چرا خودتو میگیری خوب چیکار کنم شبیه مادرمم اون اینجوری بوده به اون رفتیم پدرم از توابع شهر دیگریه نمیدونم شاید بخاطر این تفاوت فرهنگیه چون مادرم از 7 پشت برای شهر هستن از نظر مالی پدرم مشکلی نداره ولی خرج نمیکنه برای تحصیل وجونش در میاد پول بده الان که سال انتخاب رشته ام گفت یا نمونه قبول شو یا هیچی مادرم میخواد پول مدرسمو بده که بازم راضی نمیشه میگه بره مدرسه غیر دولتی از اونا سلیطه بازی یاد بگیره خیلی سعی میکنم باهاش خوب بشم ولی هر بار که نزدیکش شدم با کتک و دعوا منو از خودش میرونه حتی مادرم بهش گفت باهاش بهتر باش گفت نمیخوام اصلا میخوام پدر بدی براش باشم اون فکر میکنه اگه من بهش ازادی بدم پدره خوبیم بدرک بزار همون پدر بدی باشم واقعا خستم 16 سالمه ولی روحم از یک 60 ساله پیر تر شده دیگه نمیکشم واقعا اگه طلاق مادرم هم راهی برای ازادی ما نباشه خودمو میکشم و راحت میشم خیلی روحیم بد شده سر هر چیز کوچیک عصابم خورد میشه و داد و هوار راه میندازم اصلا حس میکنم دست خودم نیست یکی دیگه شدم بعدش عذاب وجدان میگیرم گریه میکنم خیلی تو خودم میرم زیاد میخوابم دیگه انگیزه ای برای زندگیم ندارم واقعا دیگه چرا زنده باشم و بشم یکی مثل پدرم راهنماییم کنیدلطفا.

پاسخ ها

سلام به اورژانس اجتماعی 123 تماس بگیرید
اگه واقعا رابطه شما با مادرتون خوب هست و با اون راحتین، و اون هم تمایل به طلاق داره بهتره تقاضای طلاق بکنه و با اون زندگی کنین، و اگر تمایل به طلاق رسمی نداره باز هم میتونه جدا از پدر تان زندگی کنه و هیچ قانونی نیست کا زن را ملزم به زندگي با شوهر بکنه فقط در صورت جدایی ناشزه محسوب میشه و نفقه به اون تعلق نمیگیره و راه سوم هم اینکه شما از نظر قانون بالغ هستین و می توانید معین کنید که با چه شخصی زندگی کنید و پدر شما نمی تواند شما را الزام به زندگی با خود یا شخص خاص کند مثلا اگر نزد یکی از پدر بزرگ مادر بزرگ ها راحتین میتونید با اونها زندگی کتید. البته مشروط به اینکه از طرف مادر تامین مالی بشوید همچنین می‌توانید از دادگاه تقاضای حکم رشد خودتون رو بکنید که از نظر مالی نیز بتوانید خودتون تصمیم بگیرید. میتوانید از یکی از وکلای شهر خودتون کمک بگیرید یا به واحد معاضدت کانون وکلا یا مرکز وکلا مراجعه تا وکیل معاضدتی در اختیار شما بگذارند. در هر صورت تا زمانی ولی دارای حقوق مربوط به ولایت است که رعایت مصلحت مولی علیه ( فرزند) را بنماید. در هر صورت مراجع قانونی و نهادهای حمایتی از شما حمایت خواهند نمود. همچنین می‌توانید به واحد امور سرپرستی دادسرای محل اقامت خود مراجعه و همین متن را در اختیار اونها قرار داده و از دادستان تقاضای کمک نمائید.
باتشکر از شما ولی مشکل اینجاست که اگه من این کار رو انجام بدم اولش که معلومه با بنده بدتر میشه دوم میترسم یک وقت اینکارو کنم و مادرم در امان نباشه اخه مامانم خیلی مراقبمونه و پشتمونه و پدرم از این موضوع بی نهایت بدش میاد بعد من اگر به این مراجعه قضایی مراجعه کنم بابتش چه مبلغی رو باید پرداخت کنم ممنون ازتون

سوالات مرتبط

وکلای متخصص