درباره دادراه پایگاه دانش مقالات حقوقی نکات حقوقی

مشاوره حقوقی رایگان - خروج از اصل تناظر و بی طرفی

با سلام و احترام.‌ همسرم دادخواست طلاق با وجود وکلای. نسبی و سببی به دلیل اعتیاد و عدم تعادل روانی و عدم پرداخت نفقه و سو معاشرت رو ارایه دادگاه خانواده کردند .که در دادگاه اجرت المثل بی حق شدند . در دادگاه مهریه با پذیرش اعسار نحوه پرداخت سالی یک عدد بدون پیش قسط تعیین شد.و‌نفقه هم با ارایه پرینت بانک با پرداخت ماهی ده میلیون بی حق شد. و در دادگاه تمکین با ارجاع کارشناس و پزشکی قانونی برای تست سلامت بنده مخالفت نمودند که حکم نشوز ایشون رو گرفتم . و در اعتراض به دادنامه اجرت المثل و مهریه در تبادل لوایح بنده رو تاجر پیشکسوت و تحت تاثیر قرار دادن افکار قاضی با تمعسک جستن به ادله فقهی گزینشی و استفاده هوشمندانه و مقابل هم قرار دادن ماده ها و خلأ های قانون عمل فریبکارانه و موجب رای بی اساس رو ارایه کردند و در روز رسیدگی به طلاق با ابلاغ واقعی از عمد حضور نیافتند .چون با توجه به لوایح و اعتراض میدونستن رد خواهد شد. و با وکیل جدید که توسط عموی خود با تغییر دادخواست نخستین اتهام مصرف مواد و اجبار همسرم به رابطه جنسی با دوستانم اعتراض کردند.با شرح اینکه بنده سواد ابتدایی دارم و وکیل هم نداشتم.‌و‌ همسرم با وجود خودروی شخصی و خانه مجلل سفر حج در 20سالگی و سفرهای برون مرزی و خانه مجلل و داشتن دو فرزند مشترک که البته زود ازدواج کردیم و بنده 38سال و همسرم 35سال داریم و فرزندان 13و 17ساله. و جزو نبوغ ریاضی و علت اصلی اختلال شخصیت مرزی همسرم و اقرار های مرکب متضاد با گواهی گواهان و امضا در پرونده مهریه و اجرت المثل و عدم ارایه ادله مثبته و درج در قسمت منضمات و عدم حضور با ابلاغ واقعی مستند به ماده51 تبصره 6.و‌ارایه حکم نشور و ارایه اسناد رسمی قابل استناد و فاقد ایراد و خدشه بودن دادنامه بدوی و تعلیق پروانه وکالت وکیل به لحاظ تخلف از قسم عدم رعایت احترام ورفتار خلاف شأن وکیل. تهمت و افترا ناموسی بدون دلیل و شهود و اشاره در تبادل لوایح و قبول پرونده باطل . نداشتن دفتر ثابت. تماس و تهدید بنده. رو با 21فقره دلیل و درج آن در تبادل لوایح خواستار ابرام حکم صحیح و اصل استحکام خانواده و اصل برائت برای نجات زندگی و آینده و آسیب کودکان و مغبوض بودن طلاق رو شدم.و‌قاضی تجدید نظر رسیدگی با معرفی گواهی گواهان هم خواهان و خوانده و ترغیب خواهان به معرفی شهود که نداشتند و تحصیل دلیل خلاف بی طرفی و کمک به پیروزی اصحاب دعوا خروج از اصل تناظر و بی طرفی که ارتباطی به نقض قوانین سال 79در این مورد نداشت و از همه جالب تر وکیل بدون پروانه وکالت میکرد . و گوشزد نداشتن پروانه و ایراد به دادگاه ترتیب اثر واقع نشد. که مجبور به فشار عصبی به وکیل و شهود شدم که درگیری ایجاد شد و وکیل از ناحیه بینی و شهود کذب و جرح شهود بنده وارد بود با قطع تاندوم و شکستی دست با ورود حراست به پایان رسید که دفاع مشروع من و وجود دوربین محرز بود.ایا استدلال بنده از بی طرفی قاضی صحیح می‌باشد.

پاسخ ها

بلی محتملا
با درود پرسشگر ارجمند مطالب ارسالی شما را مطالعه کردم موضوع نیازمند بررسی بیشتر است و گفتگوی طرفینی را می‌طلبد....
زمانی که حکم بدوی فاقد ایراد شکلی و ماهوی باشد .و با قانون مغایرت نداشته باشد و خدشه ای نتوان به آن وارد کرد .دادگاه تجدید نظر بدون وجود جهات اعتراض که در تبادل لوایح خود ملاحظه کردمد.و موردی نبود که بتوان حکم بدوی را نقض کرد و وقتی خواهان شهودی برای معرفی ندارد وجاهت قانونی ندارد قاضی با تحصیل دلیل و ترغیب خواهان را به معرفی شهود از تناظر و بی طرفی خارج شود .‌و‌ دادگاه تجدید نظر دلیل بر بی اعتباری دادگاه بدوی اصلح نیست .و فقط بازنگری و رسیدگی در وجود ایراد .در غیر اینصورت دادگاه بدوی معنا ندارد .و ان همه زمان و هزینه بیهوده بوده .و خوانده هم لزومی به ارایه دلیل ندارد با لحاظ قاعده کلی المدعی و.... .و اطاله دادرسی.‌عدم حل خصومت .بلاتکلیفی. ترتیب اثر به غیر از موضوع نخستین. اقرار مرکب رسمی به موجب لایحه.‌پرینت بانک که نشان از رفاه اجتماعی و پرداخت نفقه چند برابری را محرز می ساخت.‌و ایراد وارد کردن به روند دادرسی بر خلاف مقرارت کار یک فرد روانی یا معتاد نیست .آن هم با ضرب و جرح که فرد معتاد ترس از بازداشتگاه دارد. یک پرونده طلاق آنقدر مدرک و لایحه ارایه کردم که 150صفحه شده .‌هر ماه هم وقت نظارت تجدید میشود به دلیل عدم همکاری زوجه برای مراجعه به پزشکی قانونی و وصول پاسخ. اگر تخلفی در بنده هست ثابت کنند .که اگر بود حکم نشوز صادر نمیشد .‌و اگر نیست این اذیت و ازار و بلاتکلیفی خودم و فرزندانم دور از عدالت و قانون و شرع و انسانیت می‌باشد . ‌قاضی اگر عالم بود شکست وکلا را در مقابل یک سواد ابتدایی مغایر با عدم تعادل روانی و اعتیاد می دانست . و بیماری روانی هم دلیل طلاق محسوب نمیشود . مگر جنون . اعتیاد هم منفی بوده . سابقه کیفری ندارم .حاضر به پرداخت مهریه هستم . استدلال قاضی از افترا بدون دلیل چیست نمی دانم .البته اگر عالم بود پی به قصد تشویش ذهن قاضی توسط وکیل پی می برد. با بی غیرت جلوه نشان دادن من .که درگیری هوشمندانه بی غیرتی رو دور کرد .و وکیل هم تفهیم شد هر پرونده ای برای کسب درآمد خطر جانی رو احتمال داره در پی داشته باشه .فروپاشی خانواده و ابرو و حیثیت و جایگاه اجتماعی خانواده و آینده فرزندان مردم .کم چیزی نیست که بیا یه حق الوکاله بگیر و برو و ابروی ریخته جمع نمیشه. آسیب کودکان جبران نمیشه. جایگاه شغلی و اجتماعی قابل برگشت نیست . و دفاع از جان عرض مال ناموس شرعی هست

سوالات مرتبط

وکلای متخصص