درباره دادراه پایگاه دانش مقالات حقوقی نکات حقوقی

مشاوره حقوقی رایگان - مخالفت سنگین پدر برای ازدواج هدفمند

با سلام و احترام و تشکر از وقتی که برای مطالعه این پیام می‌گذارید. مدتی‌ست درگیر مسئله‌ای جدی در زندگی شخصی‌ام هستم و از آن‌جایی که ترجیح می‌دهم به‌جای تصمیم‌های عجولانه، با افراد باتجربه و آگاه مشورت کنم، تصمیم گرفتم موضوع را اینجا مطرح کنم. چند سال است با دختری در ارتباط هستم که میان ما اعتماد، وابستگی و شناخت متقابل عمیقی شکل گرفته است. امسال تصمیم داشتیم به‌صورت رسمی برای ازدواج اقدام کنیم. سن هر دوی ما اوایل 20 سال است. بنده با وجود سن کم، به استقلال مالی نسبی و پس‌انداز رسیده‌ام. ایشان استقلال مالی کامل ندارند، اما برنامه‌ریزی ما این بوده که پس از ازدواج، مسیر رشد و پیشرفت را با هم ادامه دهیم. مشکل اصلی مخالفت شدید پدر ایشان است؛ مخالفتی که بدون هیچ‌گونه گفت‌وگو، شناخت یا فرصت توضیح شکل گرفته است. حتی پیش از آن‌که بداند من چه کسی هستم، چه شرایطی دارم و چه آینده‌ای در نظر گرفته‌ام. دلایل مخالفت، طبق شناخت این مدت و احتمالی من از پدر، این موارد بوده است: تفاوت مذهبی (من شیعه زاده هستم و ایشان سنی و متعصب) تفاوت قومیتی (من ترک هستم) فاصله جغرافیایی بین شهرها (کردستان و آذربایجان) در مورد فاصله جغرافیایی، راه‌حل‌هایی مانند سکونت در شهر ایشان برای جلب اعتماد وجود دارد و نگرانی پدر را در این مورد قابل درک می‌دانم. اما در مورد دو مورد اول، نه تنها گفت‌وگویی شکل نگرفته، بلکه این مسائل بارها به‌صورت فشار روانی به دخترشان منتقل شده است. متأسفانه هیچ فضای مذاکره‌ای وجود ندارد؛ نه شرطی مطرح شده، نه فرصتی برای صحبت داده شده، و نه حتی امکان خواستگاری رسمی فراهم شده است. در مقابل، فشارها تا جایی پیش رفته که تلاش برای ازدواج اجباری نیز صورت گرفته که با مخالفت شدید دختر، فعلاً متوقف شده است. از طرف دیگر، من در زندگی شخصی‌ام پشتوانه خانوادگی یا فرد بانفوذی برای واسطه‌گری ندارم و عملاً تنها هستم. راه‌هایی که بررسی کرده‌ایم: خواستگاری رسمی: که متأسفانه به‌طور کامل و غیر منطقی مسدود شده است. مسیر قانونی: که با توجه به وضعیت روحی و واکنش‌های احتمالی پدر، نگران پیامدهای خطرناک آن هستیم،حتی امکان دارد به دخترش صدمه ای بزند که حتی قانون جلودارش نباشد و اگر همچین اتفاقی بیفتد نمیتوانم خودم را ببخشم«به هرحال در شهر های کورد نشین این جنایت ها زیاد شنیده میشود». فرار: که آن را کاملاً غیرعاقلانه، خطرناک و غیرقابل دفاع می‌دانیم و به هیچ‌وجه قصد انجامش را نداریم.حتی اگر دفاع مالی داشته باشیم دفاع جانی نداریم. ما برای ازدواج‌مان اهداف مشخص، برنامه‌ریزی منعطف و توقعات حداقلی داریم و به‌دنبال تشریفات یا هزینه‌های غیرضروری نیستیم. تنها خواسته‌مان این است که فرصتی منصفانه برای گفت‌وگو و تصمیم‌گیری عقلانی وجود داشته باشد.فرصتی برای جلب رضایت پدر و اثبات داشته باشم. سؤال اصلی من از افراد باتجربه و متخصص این است: در چنین شرایطی، چه راه‌حل عاقلانه و کم‌خطر دیگری وجود دارد؟ چگونه می‌توان بدون تشدید تنش، مسیر گفت‌وگو یا کاهش فشار را باز کرد؟ آیا زمان و صبر فعال می‌تواند به نفع این وضعیت عمل کند یا خیر؟ آیا اصلا موفق میشویم جان سالم بدر ببریم؟ اگر در بیان من نشانه‌ای از ناپختگی دیده می‌شود، آن را به حساب جوانی بگذارید؛ اما باور دارم حق زندگی، رشد و انتخاب آگاهانه برای هر انسانی محفوظ است. «اینرا هم اضافه کنم متاسفانه هیچ راهی نیست که ارتباطمون رو از پنهانی به حالت غیر پنهانی تغییر بدیم چون ممکنه اتفاقات ناگوار و غیر قابل جبرانی بیفته که واقعا حق هیچ انسانی نیست» پیشاپیش از راهنمایی و تجربه‌ای که در اختیارم می‌گذارید سپاسگزارم. با احترام

پاسخ ها

موضوع شما نیاز به مشاوره تلفنی دارد

سلام دختر باکره و دوشیزه در صورت مخالفت پدر جهت ازدواج می تونه از داذگاه اذن ازدواج بگیره  بر اساس ماده ۱۰۴۳ قانون مدنی، در صورتی که پدر یا جد پدری اجازه ازدواج را ندهند یا به هر دلیلی دسترسی به آن‌ها وجود نداشته باشد، دختر می‌تواند از دادگاه درخواست اذن ازدواج نماید.

 

با سلام. توصیه میکنم هیچ اقدام عجولانه و حقوقی انجام ندهید. موضوع را با مشاوره خانواده مطرح کنید. شاید دلایل مخالفت ایشان قابل حل باشد. الان اینجا صرفا بر اساس ایه شریفه وستعینوا بالصبر و الصلاه از صبر کمک بگیرید. صبر حلال بسیاری از مسائل است.

سوالات مرتبط

وکلای متخصص