تکرار چی میگم بابا مادر خانمم حق اینو داره انقدر گیر بهم بده نزدیک دوساله عقدم یه جا درست نمیتونم با زنم برم یه جا که میریم همش زنگ میزنه گیر میده روز مون رو خراب میکنه که کی میای این وقت شب بیرون بودن خوب نیست به خانمم فحاشی میکنه سره این موضوع همش میام حرف بزنم میگند سکوت کن خونه خودت نرفتی من چقدر تو این زندگی حق و حقوق دارم چقدر اختیار دارم که زندگیم شده ماشین کنترلی درست مادر خانمم