با سلام اینجانب الف.م در اسفند ماه سال 98 به مدت 20 روز به دلایل مشکلات خانوادگی روانه زندان شدم. در این اثنا شخصی که سالها پیش بعد از 8 سال شراکت در نهایت رضایت و حسن ارتباط . از هم جدا شده بودیم و بواسطه همکاری قبلی تعهداتی را بصورت مکتوب اعم از قولنامه و صورتجلسه و غیره را از یکدیگر داشتیم. ایشان با علم به زندانی بودن من از موقعیت سواستفاده کرده و با توسل به وکیل علیه اینجانب طرح دعوی حقوقی کرده و علی رغم زندانی بودنم نسبت به ابلاغ واقعی و حضور در جلسات شورا با همدستی متصدی شعبه مربوطه که از دوستان و همکاران ایشان بود نسبت به پیش بردن روال پرونده با شیوه ای ناصواب اقدام به محکومیت من را فراهم نموده بودند و حکم غیابی مبنی بر رد مال به مبلغ تقریبی 15 میلیون تومان در حق ایشان در واپسین روزهای اسفند 97 را بصورت کاملا اتفاقی ملاحظه کردم و این در حالی بود که اینجانب ضمن اذعان به بدهکاری خود به ایشان به موجب قرارداد فی مابین مبلغ 23 میلیون تومان از وی طلبکار بودم. اما متاسفانه علی رغم تلاشهای بی امان در 48 ساعت پایانی سال و شروع تعطیلات ضمن مراجعات مکرر به قاضی محترم شورا و ارائه مدارک و مستندات موجود و تعجب ایشان از وقوع چنین امری. به متصدی شعبه شورا شفاها و در حضور بنده سفارش نمودند تا پایان تعطیلات از فرستادن پرونده به دادگاه تجدید نظر حقوقی خودداری نموده و نسبت به اخذ شماره تماس از بنده و دعوت جهت رفع تعارضات موجود بعد از پایان تعطیلات اقدام نمایند. اما با کمال تاسف با سپری شدن ایام یاد شده در اولین فرصت شروع ساعات کاری به مراجعه به شورا متوجه شدم که متصدی شعبه در آخرین فرصت 28 اسفند ماه 97 با نادیده گرفتن دستور قاضی ناظر در محل شورای حل اختلاف پرونده را به شعبه 5 حقوقی دادگاه ارجاع داده اند و در مقابل پرسش و اعتراض من در نهایت خونسردی چنین اظهار نمودند که با توجه به تراکم کاری و شلوغی اوضاع قضیه را فراموش و پرونده را راهی دادگاه محترم نمودند. و با مراجعه به قاضی شورا ایشان نیز از وضع بوجود آمده اظهار تاسف کرده و ضمن مذاکره تلفنی با قاضی محترم تجدید نظر بنده را نزد ایشان فرستادند و طی دیداری کوتاه فرمودند که بعلت ذیق وقت مدارک و مستندات را بصورت حضوری و دستی تحویل دفتر ایشان دهم تا ضمن مطالعه پرونده نسبت به صدور رای مقتضی اقدام نمایند. هر چند به ایشان عرض کردم تا از طریق دفاتر قضائی نسبت به ارائه دادخواست اقدام کنم اما ایشان به دلایل حقوقی امکان ورود به این مقوله را ندادند و چنین اظهار داشتند با توجه به اینکه ایشان از کم و کیف موضوع آگاهی دارند انشالله در چهار چوب قانون اقدام لازم را خواهند نمود. اما بعد از مدتها بیخبری از موضوع ضمن پیگیری متوجه انتقال قاضی محترم به شهرستان دیگری شدم و در نهایت حکم دادگاه بدوی تایید و ابلاغ شد. حال مانده ام آیا می توانم نسبت به ارائه دادخواست مبنی بر اعاده دادرسی اقدام کنم یا با قبول تظلم و فقدان هر گونه امکان مالی به غیر از یارانه سه نفری و منزل استیجاری و ابتلا به بیماری مزمن کبدی و زمینگیر شدنم. تقاضای اعسار بدهم. لطفا جهت کسب رضای خدا بنده را راهنمائی بفرمائید. سپاسگزارم.
باسلام.مورد ازموارد اعاده دادرسی عادی نیست.شما 3کار را می توانید انجام دهید.1-دادخواست اعساروتقسیط تقدیم کنید2-علاوه برآن,ازطریق ماده477اقدام کنید3-می توانید علاوه برتقسیط,داد خواست مطالبه وجه طلب خود را تقدیم دادگاه کنید.
زمینی به مساحت 2000 متر از مادرم بجا مانده 4 سال از فوت مادرم میگذره هنوز زمین را تقسیم نکرده و من نیاز به سهمم دارم منتها سه وارث دیگر ( دو خواهر و یک برادر) زمین را بدون رضایت من به غیر اجاره داده و...
من بعد حکم مهریه اعسار دادم اما برایم حکم جلب امد و رفتم دادگاه گفتن باید وثیقه بزاری تا رای اعسار بیاد ماجرا چیست آیا رای اعسار بیاد وثیقه آزاد میشود؟...
سلام
خسته نباشید
مقدار مبلغی که قاضی طی جلسه دادگاه اعسار مشخص میکند زندانی باید واریز کند تا آزاد شود یا توافق میشود آزاد شود تا به عنوان مثال طی یک هفته این مبلغ را تهیه کند?...
سلام وقت بخیر
در یک پرونده حقوقی چک 140 میلیونی محکوم شدم
در جلسه اعسار توافق کردیم با تنفس 5 ماهه 30 میلیون بدم بقیه با اقساط هرماه دو میلیون تومان
الان در سررسید پیش پرداخت تونستم 10 میلیون تهیه ...
شرایط و مقررات حاکم بر روابط کاربر با وکیل/مشاور/موسسه
و
شرایط استفاده کاربر از خدمات حقوقی دادراه
را مطالعه کردم و میپذیرم.
خطایی رخ داده است. لطفا دوباره امتحان کنید
کاربر گرامی؛ در حال حاضر ارسال کد از طریق پیامک با اختلال سراسری مواجه است. در صورتی که هم اکنون
پیامک به دست شما نرسید، لطفا در زمانی دیگر مجددا تلاش نمایید.