درباره دادراه پایگاه دانش مقالات حقوقی نکات حقوقی

مشاوره حقوقی رایگان - دعوا خانوادگی

سلام وقت بخیر من دختری هستم که در حال حاضر 45ساله هستم سال 89برایمن خواستگاری آمد که هم دیگران پسند کردیم تا تعیین مهریه هم پیش رفت با دخالت های دایی خودم این ازدواج بهم خورد ولی خواست هر دو پا برجا بود چندین بار دیگه در خواست ازدواج مطرح شد تا سال 96که به در خواست مادرم مجدد این پسر خواستگاری آمدن باز داییم آمد برای بهم زدن در اون زمان من به داییم گوش زد کردم ما هم میخواهیم و مادرم از این وصلت راضی هست شرایط من دیگه به گونه ای نیست بخوام از این فرصت بگذرم نه پدر و نه برادر هام منو نگه نمی‌دارند ولی با وجود این گوش زدی کردم فحاشی کرد به من و سر مادرم داد زد که به چه حقی با این ازدواج راضی هستی . تمام این سالها همین داییم برای اینکه پدرم مخالف کنه بابام تحریک کرد سال 97من مادرم از دست دادم تو اردیبهشت ماه روح روانی داغ مادر هم داشتم تحمل میکردم هم از دست رفتن زندگیم را هم شرایط سخت اقتصادی برام پیش آورده بودن سال 98تو ماه رمضان پدرم منع غذا منزل برای من کرد با توجه به اینکه پولی نداشتم ده روز تمام تو ماه رمضان افطارو سحر من شده بود یک لیوان آب و یک تیکه کیک که برای سال مادرم خرید کرده بودم بعد ده روز حسابم مبلغی آمد تو نستم مقداری نون خرید کنم پنیر که تا آخر ماه رمضان بتونم دوام بیارم این شرایط منغ غذا کردن یک سال نیم به طول انجامید این مدت بار دیگه اون پسر پیشنهاد ازدواج بهم داد و من مطرح کردم به شدت ایستادم سر خواستن و ازدواج کردن چون کاملا متوجه بودم که پدرم منو نگه نمیداره اگر این فرصت از دست بره وقتی این پافشاری منو دید پدرم اون گفت اختیارت دست من هست و این اجازه بهت نمیدم که بخواهی ازدواج با اون فرد کنی وقتی من عدم پرداخت نفقه گفتم پدرم بیان کردن که خرج زندگی منو میده ولی اجازه ازدواج من نمی‌ده این حتی به اقوام هم رسید اونها پادرمیانی کردن ولی راه به جایی نبردم پسر رفت دیگه هم در تماس نشد سال 1400من بخاطر مشکلی برام پیش آمده بود به پزشک مراجعه کردم وقتی آزمایش انجام شد پزشک بیان کرد که دیگه فرصتی برای فرزند آوری ندارم و دیگه بچه دار نمیشم چون از زمان فرزند آوری من گذشته شرایط که برام پیش آورد بیشتر روحیه من را بهم زد این موضوع به پدرم گفتم خیلی راحت گفت خدا بخواد میشه باز مخالفت ازدواج پیش کشید ولی خرج زندگی منو همچنان نمی‌داد امسال شروع کرده برای من پیر مرد های سن بالا حتی از خودش بزرگ تر برای ازدواج با من تعیین می‌کنه پا فشاری رو این داره از پری روز هم تهدید کرده ازخونه من را میخواد بیرون کنه باید از این خونه برم . من می‌خوام بدونم باید چکار کنم با توجه اینکه من هیچ امکاناتی ندارم آیا از نظر قانی پدرم این کار می‌تونه بکنه یا خیر آیا قانون بابت اینکه آسیب جسمی بهم وارد شده بخاطر منع کردن پدرم از ازدواج و رفتن سن به بالا و دیگه باروری برای من صورت نمیگیره آیا قانونی میشه قرامت بابت این آسیب جسمانی پیش آمده ازپدرم بگیرم آیا میشه قانون نفقه و رایانه من ازپدرم جدا کنند یا خیر ؟ سوال بعدی اینکه بخاطر دخالت هابی داییم کرده زندگی منو به اینجا رسیده میشه از این داییم هم شکایت کرد یا خیر ؟ چه راه کاری قانون برای من و امسال من که بخاطر دخالت‌های دیگران و منع ازدواج از طرف پدر اینجور فرصت هام ازدست میدیم و مشکلات روحی روانی را برای ما اینجا میکنند قانون برای ما قرار میده این آسیب که هم جسمی هم روحی به ما خورده حق زندگی سالم که از ما گرفته شده تو سط پدر قانون چطور از ما حمایت می‌کنه ؟

پاسخ ها

سلام و احترام سوال شما جنبهدحقوقی و روانشناسی را توامان دارد باید بررسی شود
یارانه را میتوانید جدا نمایید جهت ازدواج از طریق دادگاه اقدام نمایید
باسلام جهت ازدواج به دادگاه مراجعه کنید _ شما آدم مستقلی هستید شخص را انتخاب کنید و از دادگاه اجاره ازدواج بگیرید

سوالات مرتبط

وکلای متخصص