مشاوره حقوقی رایگان - راهنمایی

درسال 92 نیروی انتظامی تعدادی از کارکنان گمرک ... را به جرم قاچاق کشنده بازداشت کرد. در پایان همان سال با شکایت سازمان بازرسی اینجانب را برای ادای پاره ای از توضیحات دادسرای زاهدان خواستند. پس از مراجعه به آنجا معلوم شد بازرسی به علت واریز مبلغ بیست میلیون و هشتصد هزار تومان به حسابم به دادسرا و هیات تخلفات گمرک شکایت کرده بود. در بازپرسی اولیه اعلام کردم که مبلغ 15 میلیون تومان به صورت قرض الحسنه بوده و طی دو چک به حساب واریز کننده برگشت داده ام و مبلغ یک میلیون و سیصد هزارتومان هم که قرض الحسنه بوده چک داده ام که بدلیل مسدود بودن حسابم و اینکه اینجانب از آن بی اطلاع بوده ام صاحب چک چک را به من بازگرداند و من پول را به صورت نقد به ایشان دادم و پشت چک رسید گرفته ام و مبلغ چهار میلیون و پانصد دیگر را اصلا یادم نمیاید که کسی به حسابم واریز کرده باشد انهم به صورت رشوه. اجازه دهید تا بروم و مدارک بازگرداندن پولها را بیاورم و موضوع چهارمیلیون و پانصد را روشن کنم. که بازپرس بی اعتنا به حرفهایم مرا به بازداشتگاه نیروی انتظامی بردند و دو هفته تمام شکنجه روحی دادند و فقط میگفتند تا وقتی چیزهایی که ما میگوییم را ننویسی و امضا نزنی آزاد نمیشوی. فرزندم دارای روماتیسم بود و هرماه باید آمپول میزد در غیر اینصورت ویروس به قلبش حمله میکرد و او رو میکشت از آنها با التماس می خواستم که فقط اجازه دهند تماس بگیرم با خانواده و فقط تاریخ آمپول را یاداوری کنم و یا اینکه خودشان ناشناس تماس بگیرند و تاریخش را یاداوری کنند اما میگفتند هرچه ما میگوییم بنویس و آزاد شو. مرا در اتاقی که خانواده قاتل دادستان قرار داشتند گذاشته بودند و هرشب معتادهای کارتن خواب را به آنجا می اوردند و در سرما بهمن ماه فقط با یک تاپ اجازه داشتیم آنجا باشیم و هیچ وسیله گرم کننده ای وجود نداشت و در مواقعی که میخواستند بقیه را شکنجه دهند تمام وسایل و برقها را خاموش میکردند و شروع به شکنجه میکردند. هیچ شوینده بهداشتی نداشتیم وقتی توالت میرفتیم باید فقط با آب دستهایمان را میشستیم و بدون قاشق و با دست غذا میخوردیم. بعد از دو هفته فقط برای نجات جان فرزندم حاضر شدم هرچه آنها میگویند انجام دهم و حتی نوشتم به خاطر نجات جان فرزندم ولی سرهنگ نیروی انتظامی برگه را مچاله کرد و پرت کرد توی صورتم و گفت تو دزد هستی و پسرت هم دزد میشود بهتر که همین الان بمیرد. بعد از اطاعت امر آنها فقط به خاطر نجات جان فرزندم در دفاع آخر بازپرسی هم گفتم که همه اینها قرض بوده و طی چک باز گردانده ام و چون مدتی گذشته بود بررسی کرده بودم و فهمیده بودم مبلغ چهار میلیون و پانصد هم به خاطر فروش ماشینم به حسابم واریز شده بود که چون تشابه فامیلی با فردی که یک و سیصد را به حسابم پرداخت کرده بود داشت آن را هم به حساب او نوشته بودند و میگفتند رشوه است در حالی که فیشهای واریز هر دو در دستم میباشد و کاملا مشخص است دو فرد جدا هستند نوع خط . امضا ی آنها کاملا متفاوت است. که باز هم بازپرس اعتنا نکرد و مدارک را از من تحویل نگرفت و گفت کیفرخواست را نوشته ام و نمیتوانم دوباره بنوبسم. بر این اساس از 15 آذر سال 1394 تعلیق شدم و هیچ وقت رسیدگی بر روی پرونده به طور کلی انجام ندادند و فقط پرونده ام را از این شعبه به آن شعبه میبردند. در 23 بهمن امسال اولین دادگاه تشکیل شد در شعبه کیفری 1 و آنها گفتند قبلا پرونده به کیفری 2 داده شده بود برای اینکه پرونده را از آنها بگیرند اتهام تشکیل باند برای ما زدند و پرونده را گرفتند و در همان جا ما را از این اتهام تبریه کردند. در کیفری 1 هم یک دادگاه صوری برگزار کردند و هیچ توجهی به دفاعیات ما نکردند و ما را به دوسال و یک روز حبس و دو سال انفصال و سی ضربه شلاق و ده میلیون تومان جریمه متهم کردند. به نظر شما دیوان عالی میتوانیم تبرئه بگیریم با همه مدارکی که داریم یا آنجا هم مانند اینجا دست همشون توی یک کاسه هست و فقط نظرشون متهم کردن هست ؟؟؟؟؟؟ ببخشید که طولانی شد. ممنون از پاسخوگوییتون

پاسخ ها :

توحید جلایری نیا

جناب آقای توحید جلایری نیا:

استان : خراسان رضوی


با یک وکیل حتما مشورت نمایید


18:19:55   1396/12/19

موافق (0) مخالف (0)

وحید سلیمی

وحید سلیمی :

استان : تهران


به احتمال زیاد در دیوان عالی کشور می توانید کار خود را پیش ببرید. حتما به یک وکیل خبره مراجعه کنید تا کار را برایتان پیش ببرد.


18:28:09   1396/12/19

موافق (0) مخالف (0)


سوالات مرتبط

وکلای متخصص