درخواست طلاق زوجه به دلیل جدایی طولانیمدت زوجین
درتاریخ : 1392/10/07 به شماره : 9209970908200285
موضوعات مرتبط با این نمونه رأی و مرجع صدور
این نمونه رای که در شعبه 8 دیوانعالی کشور صادرشده است درباره این موضوعات می باشد: طلاق، عسر و حرج، قاعده اقدام، مفارقت جسمانی
چکیده رای
درصورتیکه جدایی طولانیمدت زوجین منتسب به زوجه باشد، هرچند که برای وی عسروحرج ایجاد کرده باشد، بر اساس قاعده اقدام برای وی حقی از جهت مطالبه صدور حکم طلاق ایجاد نمیکند.
خلاصه جریان پرونده
در تاریخ 14/8/88 خانم فرجامخوانده با وکالت خانم ش.س. دادخواستی مبنی بر تقاضای صدور حکم طلاق بهطرفیت آقای فرجامخواه تسلیم دادگستری شهرستان نمین نموده که به شعبه اول دادگاه عمومی ارجاع شده است. خلاصه توضیح وکیل خواهان این است: بهموجب عقدنامه شماره13210 ـ 14/6/81 طرفین ازدواج دائم نمودهاند. اکنون حدود 5 سال است به خاطر اختلافات زوجه در منزل پدرش زندگی میکند به دلیل وضعیت موجود ادامه زندگی میسر نمیباشد. دادگاه طرفین را دعوت نموده است. جلسه دادگاه در تاریخ 26/9/88 تشکیل شد تنها وکیل خواهان حاضر شد ولی طرفین حاضر نشدند وکیل خواهان ضمن تکرار مطالب دادخواست اضافه نموده است که زوج اقدام به اخذ اجازه از دادگاه و ازدواج مجدد نموده است و زوجه را بلاتکلیف گذاشته است. زوج هم در این روز یعنی تاریخ 26/9/88 طی لایحهای در پاسخ به ادعای زوجه تسلیم کرد که خلاصه آن این است: به همسرم علاقه شدید داشتم بهترین امکانات برای وی فراهم کردم متأسفانه وی با تحریک دیگران مهریه را اجرا گذاشت که به اقساط میپردازم برابر دادنامه شماره 888 – 18/8/84 زوجه محکوم به تمکین شد به ناچار تقاضای ازدواج مجدد نمودم که برابر دادنامه شماره 794ـ27/8/85 اجازه ازدواج مجدد اخذ کردم و تقاضای خواهان مبنی بر تقاضای صدور حکم بر طلاق هم برابر دادنامه شماره 223ـ27/4/87 حکم بر بطلان دعوی صادر شد با توجه بهمراتب فوق تقاضای صدور حکم بر بطلان دعوی وی رادارم. وکیل زوجه در ادامه بیان داشت: زوجه با بذل کلیه حقوق مالی خویش بهجز مبلغی را که گرفته است تقاضای طلاق داد. وکیل زوجه باملاحظه لایحه خوانده پاسخی به آن نداده و مطالبی از قبیل ضربوجرح از سوی زوج و عدم پرداخت نفقه که اقدام قضایی نشده تقاضای طلاق را تکرار کرده است.دادگاه از دفترخانه …. نمین درباره ازدواج مجدد زوج استعلام کرد. پاسخ دفترخانه مذکور حاکی است زوج باخانمی بنام پ.ر. طبق عقدنامه شماره 15768 ـ 7/5/86 ازدواج دائم نموده است و این ازدواج برابر دادنامه شماره 794ـ 27/7/85 صادرشده از شعبه 11 دادگاه عمومی اردبیل با مجوّز دادگاه بوده است.دادگاه مجدداً طرفین را جهت سعی در سازش دعوت نموده است در تاریخ 12/2/89 جلسه دادگاه با حضور طرفین وکیل خواهان تشکیل شد خوانده گفت: با وضعیت پیشآمده عملاً ادامه زندگی مشترک میسر نمیباشد.خوانده گفت: خواهان را آزار و اذیت نکردم ماهانه مبلغ پانصد هزار تومان اقساط مهریه میپردازم. بارها جهت برگشت تلاش کردم ولی ایشان حاضر نشد به زندگی مشترک برگردد. و برای زندگی با ایشان امکانات مجزا دارم حاضر به طلاق ایشان نیستم.زوجه گفت: ایشان دو سال مرا در منزل پدرش نزد برادران مجردش نگهداری کرد و اگر قصد زندگی با من را دارد چرا قبل از تقاضای طلاق نیامدند مرا ببرند و خوانده امکانات مالی خوبی ندارند چگونه میتوانند نفقه دو همسر را بدهند ؟ و طرفین وکیل زوجه مطالبی تکراری درباره مدعای خود بیان کردهاند. دادگاه پروندههای استنادی را مطالبه نمود و گزارش تهیهکرده است. که حکایت از محکومیت زوج به پرداخت مهریه و محکومیت زوجه به تمکین از زوج و اعطاء اجازه ازدواج مجدد توسط دادگاه به زوج و ازدواج مجدد زوج دارد. دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر کرد و داوران معرفی شدند و موضوع داوری به آنها تفهیم شد ولی داوران گزارش دادند که توفیق در سازش بین زوجین نداشتهاند. تست بارداری یا عدم بارداری اخذ و منفی اعلام شد و پرسش شد از زوج که حاضر است درباره بذلهای زوجه قبول کند ؟ و اعلام وی که حاضر به طلاق و قبول بذل نمیباشد. دادگاه با اعلام ختم رسیدگی طی دادنامه شماره 139ـ 17/2/91 رأی به طلاق زوجه با استدلال ذیل صادر کرده است.1ـ پروندههای متعدد بین زوجین حاکی از اختلافات آنها میباشد. 2ـ اگرچه ازدواج مجدد زوج با اذن دادگاه بوده است ولی این امر مانع صدور حکم طلاق نیست.3ـ زوج با ازدواج مجدد صرفاً ادعای تمایل به زندگی با زوجه را دارد ولی نه اقدام به زندگی با خواهان نموده و نه با توجه به عدم توانایی مالی میتواند اقدام نماید. 4ـ خواهان کلیه حقوق خود اعم از نفقه و مهریه بهجز آنچه وصولشده را بذل مینماید. 5ـ شش سال جدایی و اختلاف مؤید عسروحرج زوجه است زوج از این رأی تجدیدنظرخواهی نمود و ضمن تکرار مطالب گذشته گفته است عسروحرجی برای زوجه فراهم نکرده است.پاسخ وکیل زوجه هم تکرار مطالب گذشته است دادگاه تجدیدنظر طی دادنامه شماره 354 – 9/4/91 رأی بدوی را خالی از خدشه دانسته و تأیید کرده است.زوج از این رأی فرجامخواهی نموده و پرونده به این شعبه ارجاع شده است.فرجامخواه مطالب بیانشده در مراحل رسیدگی را تکرار کرده است و از پاسخ وکیل زوجه یا خودش در پرونده حکایتی نیست. هیأت این شعبه باملاحظه پرونده و قرائت گزارش تهیهشده توسط عضو ممیّز و مشاوره چنین رأی میدهد.
رای دیوان
دادنامه فرجامخواسته مخدوش است زیرا: زوجه هیچگونه دلیل بر ضربوجرح زوج به او عدم پرداخت نفقه و سایر مواردی که تخلف زوج از شرط ضمن عقد را محقق نماید اقامه نکرده است و دادگاه بدوی باوجود رأی وحدت رویه به شماره 716 ـ 20/7/89 طبق تصمیم مورخ 6/11/88 ص 33 بیان نموده است طبق ماده 17 قانون حمایت خانواده مصوب سال 1353 زوجه حتی در صورت ازدواج مجدد زوج با مجوّز دادگاه هم میتواند تقاضای طلاق نماید. و رأی خود را بر اساس همین عقیده بنیان نموده است و حال آنکه رأی وحدت رویه مذکور چنین مجوّزی را به زوجه نداده است. و زوج اعلام آمادگی برای تهیه منزل برای همسر دوم نموده و حکم تمکین نیز علیه زوجه صادرشده است و ادعای عسروحرج صرفاً برای جدایی در مدت طولانی که زوجه خود عامل آن میباشد ولو اینکه برای وی حرجی باشد بر اساس قاعده اقدام حقی برای وی ثابت نمینماید. علیهذا رأی فرجامخواسته نقض و رسیدگی به شعبه دیگر از دادگاه تجدیدنظر استان اردبیل ارجاع میشود.
مستشار ان شعبه 8 دیوانعالی کشور
الهی ـ مجتهدزاده
توضیح: نمونه رای های منتشر شده در دادراه اعم از نمونه رای بدوی، نمونه رای تجدید نظر و نمونه رای دیوان عموما از نمونه رای های منتشر شده از سوی قوه قضائیه و مراکز و پژوهشگاه های وابسته به قوه قضائیه برگرفته شده است.