آثار حقوقی شرط فسخ و انفساخ در قراردادهای بیع
در نظام معاملاتی امروز تعیین تکلیف وضعیت مالکیت در صورت عدم پرداخت ثمن ، حیاتیترین بخش یک قرارداد است. بسیاری از خریداران و فروشندگان به دلیل عدم تفکیک میان «حق فسخ» و «انفساخ»، در مقام احقاق حق با بنبستهای اجرایی مواجه میشوند که منجر به از دست رفتن مال یا حبس طولانیمدت سرمایه میگردد.
تفاوت ماهوی فسخ با شرط فاسخ
فسخ یک عمل حقوقی ارادی است؛ یعنی صاحب حق باید اراده خود مبنی بر انحلال قرارداد را به طرف مقابل اعلام کند (معمولا از طریق اظهارنامه رسمی). اما انفساخ یا شرط فاسخ، به محض وقوع شرط (مثلا برگشت خوردن چک ثمن)، قرارداد را به صورت خودکار و بدون نیاز به اعلام اراده، منحل میکند. در رویه قضایی، اثبات انفساخ به مراتب سریعتر از تنفیذ فسخ است، زیرا دادگاه تنها وقوع واقعه مادی (برگشت چک یا عدم واریز وجه) را احراز میکند.
مخاطرات تایید فسخ در معاملات فضولی
اگر در قراردادی حق فسخ پیشبینی شده باشد اما فروشنده بدون ارسال اظهارنامه، ملک را به شخص ثالثی بفروشد، معامله دوم فضولی و در معرض ابطال خواهد بود. تکیه بر «اراده باطنی» برای انحلال قرارداد کافی نیست؛ تا زمانی که فسخ به صورت قانونی ابراز نشود، مالکیت در ید خریدار اول باقی میماند. اینجاست که درج عبارت «منفسخ شدن قرارداد به محض عدم وصول وجه» امنیت فروشنده را به طور کامل تضمین میکند.
نحوه استرداد مبیع پس از انحلال قرارداد
اشتباه رایج در دادخواستها، مطالبه همزمان تایید فسخ و استرداد مال است. باید توجه داشت که تا زمان احراز صحت انحلال قرارداد توسط دادگاه، ید خریدار امانی محسوب نمیشود. پس از قطعیت حکم تنفیذ فسخ یا اعلام انفساخ، تصرف خریدار در مال، « عدوانی » تلقی شده و میتوان اجرتالمثل ایام تصرف را نیز مطالبه کرد.
توصیه کاربردی برای تنظیم قرارداد
برای جلوگیری از اطاله دادرسی، درج « شرط فاسخ » بر درج « حق فسخ » اولویت دارد. عباراتی نظیر «در صورت عدم پرداخت مبلغ در موعد مقرر، این مبایعهنامه منفسخ شده و فروشنده حق دارد بدون مراجعه به مراجع قضایی ملک را به دیگری واگذار کند»، کوتاهترین مسیر قانونی برای اعاده مالکیت و پیشگیری از فروش مال غیر است. این شرط مانع از ایجاد حق عینی برای خریدار بدحساب شده و از تضییع حقوق فروشنده جلوگیری میکند.
نظر یا سوال خود را بنویسید
پاسخ وکیل بعد از بررسی زیر همین مطلب نمایش داده میشود.