طلاق توافقی در نظام حقوقی ایران شکلی از انحلال نکاح است که مبتنی بر اراده مشترک زوجین شکل میگیرد. این نوع طلاق، برخلاف تصور عمومی، نه سادهترین و نه کماهمیتترین نوع طلاق است؛ بلکه از حیث حقوقی، یکی از حساسترین و پرآثارترین اشکال پایان زندگی مشترک محسوب میشود. علت این امر آن است که در طلاق توافقی، دادگاه بهجای رسیدگی ماهوی به اختلاف، توافق طرفین را مبنای صدور رأی قرار میدهد و همین توافق است که سرنوشت مجموعهای از حقوق مالی و غیرمالی را برای همیشه تعیین میکند.
در واقع، طلاق توافقی را باید نوعی «قرارداد انحلال نکاح تحت نظارت قضایی» دانست؛ قراردادی که اگر بدون آگاهی دقیق از آثار حقوقی آن منعقد شود، میتواند منجر به سقوط قطعی حقوقی شود که در سایر انواع طلاق، قانونگذار برای آنها حمایت گسترده پیشبینی کرده است.
از منظر حقوقی، طلاق توافقی نه طلاق به درخواست مرد است و نه طلاق به درخواست زن. در این نوع طلاق، هیچیک از طرفین مدعی ورود ضرر یا تخلف از سوی دیگری نیستند و هر دو، بهطور همزمان، بر اصل جدایی و بر چگونگی آثار آن توافق دارند. به همین دلیل، دادگاه در طلاق توافقی وارد بررسی دلایل اختلاف، عسر و حرج، نشوز یا تقصیر نمیشود و نقش آن محدود به احراز صحت اراده، قانونی بودن توافق و رعایت حقوق آمره است.
این ویژگی باعث میشود که طلاق توافقی از حیث ماهیت، بیش از آنکه یک دعوای قضایی باشد، یک تصمیم حقوقی مشترک تلقی شود که دادگاه صرفاً آن را رسمیت میبخشد. اما همین امر، بار مسئولیت سنگینی بر دوش زوجین، بهویژه زوجه، قرار میدهد؛ زیرا بسیاری از حمایتهای قانونی، تنها در فرض رسیدگی ترافعی اعمال میشوند و با توافق، عملاً کنار گذاشته میشوند.
هرچند عنوان «طلاق توافقی» بهطور صریح در قانون مدنی نیامده است، اما مشروعیت و سازوکار آن از مجموعهای از مقررات قانونی استنباط میشود. اصلاح ماده ۱۱۳۳ قانون مدنی و تصویب قانون حمایت خانواده مصوب ۱۳۹۱، بستر حقوقی این نوع طلاق را فراهم کردهاند. بهویژه ماده ۲۹ قانون حمایت خانواده که دادگاه را مکلف میکند پیش از صدور رأی طلاق، تکلیف کلیه حقوق مالی و غیرمالی زوجین و فرزندان را روشن کند، نقش محوری در ساختار طلاق توافقی دارد.
بر اساس این مقررات، دادگاه نمیتواند صرف توافق شفاهی یا ناقص زوجین، رأی طلاق صادر کند؛ بلکه باید توافق بهصورت روشن، مکتوب و قابل اجرا تنظیم شود و هیچیک از حقوق غیرقابل اسقاط، بهویژه حقوق فرزندان، نادیده گرفته نشود.
طلاق توافقی نیز همانند سایر انواع طلاق، تابع تشریفات الزامآور قانونی است. زوجین باید دادخواست مشترک به دادگاه خانواده صالح تقدیم کنند. پس از ثبت دادخواست، ارجاع به مرکز مشاوره خانواده الزامی است. هدف قانونگذار از این مرحله، تلاش برای صلح و سازش و جلوگیری از فروپاشی شتابزده خانواده است، هرچند در عمل، در بسیاری از موارد این مرحله صرفاً جنبه تشریفاتی پیدا کرده است.
پس از اعلام نظر مشاور مبنی بر عدم امکان سازش، دادگاه توافقنامه زوجین را بررسی میکند. این بررسی صرفاً شکلی نیست؛ دادگاه باید احراز کند که توافق، نتیجه اراده آزاد طرفین است و مفاد آن با قوانین آمره، نظم عمومی و مصلحت فرزند تعارض ندارد. پس از این مرحله، گواهی عدم امکان سازش صادر میشود که اعتبار آن محدود به سه ماه است و تنها در صورت اجرای آن در دفترخانه رسمی، طلاق واقع میشود.
اولین و مهمترین مرحله طلاق توافقی، قبل از دادگاه اتفاق میافتد، نه در آن. در این مرحله، زوجین باید درباره موارد زیر به توافق برسند:
وضعیت مهریه (پرداخت، بذل، تقسیط یا اسقاط)
نفقه معوقه و ایام عده
اجرتالمثل یا هرگونه پرداخت مالی دیگر
حضانت فرزندان
زمان و مکان ملاقات
نفقه فرزند
اشتباه رایج این است که تصور میشود «بعداً میشود درباره اینها حرف زد». در عمل، بعد از صدور رأی طلاق توافقی، راه بازگشتی وجود ندارد.
دادخواست باید مشترکاً از سوی زوج و زوجه یا وکلای آنان تقدیم شود. در این دادخواست، خواسته «صدور گواهی عدم امکان سازش بهمنظور اجرای طلاق توافقی» است. اگر دادخواست بهصورت یکطرفه ثبت شود، پرونده از شمول طلاق توافقی خارج میشود.
ارجاع به مرکز مشاوره خانواده، مرحلهای الزامی است. در عمل:
عدم حضور زوجین باعث توقف پرونده میشود
گزارش مشاور مبنی بر عدم امکان سازش، شرط ورود دادگاه به صدور رأی است
نکته عملی مهم این است که محتوای توافق زوجین معمولاً در همین مرحله نهایی میشود و هر تغییری بعد از آن، نیازمند اصلاح رسمی توافقنامه است.
دادگاه توافقنامه را بررسی میکند. این بررسی صرفاً شکلی نیست. در عمل، قاضی بهویژه روی این موارد حساس است:
آیا مهریه بهصراحت تعیین تکلیف شده؟
آیا حضانت و ملاقات روشن است؟
آیا نفقه فرزند مشخص شده؟
اگر توافق ناقص باشد، دادگاه پرونده را ناقص اعلام میکند یا طرفین را مجبور به اصلاح توافق مینماید.
گواهی عدم امکان سازش سه ماه اعتبار دارد. اگر در این مدت:
زوجین به دفترخانه مراجعه نکنند یا یکی از آنها حاضر نشود
رأی بلااثر میشود و کل فرآیند باید از ابتدا تکرار شود
مهمترین بخش طلاق توافقی، آثار مالی آن است؛ آثاری که برخلاف طلاق به درخواست مرد یا زن، نه بر اساس حکم دادگاه، بلکه بر پایه توافق زوجین تعیین میشود.
در خصوص مهریه، اصل بر حاکمیت اراده است. زوجه میتواند تمام مهریه را مطالبه کند، بخشی از آن را بذل نماید یا بهطور کامل از آن صرفنظر کند. نکته اساسی این است که بذل مهریه در طلاق توافقی، غالباً قطعی است و امکان رجوع به آن، جز در شرایط بسیار خاص، وجود ندارد. بسیاری از اختلافات پس از طلاق، ناشی از همین بذلهای ناآگاهانه است.
در مورد نفقه، چه نفقه معوقه و چه نفقه ایام عده، وضعیت بهمراتب حساستر است. در طلاق توافقی، اگر در توافقنامه به نفقه اشاره نشود، اصل بر سقوط آن است. این در حالی است که در سایر انواع طلاق، نفقه ایام عده در مواردی الزاماً بر عهده زوج قرار دارد. به بیان دیگر، سکوت در توافقنامه، بهزیان زوجه تفسیر میشود.
اجرتالمثل ایام زوجیت و نحله نیز در طلاق توافقی اصولاً موضوعیت ندارند؛ زیرا این دو نهاد، ابزارهای حمایتی دادگاه در طلاقهای یکجانبه هستند. با این حال، اگر زوجین صراحتاً بر پرداخت اجرتالمثل یا مبلغی تحت هر عنوان توافق کنند و این توافق در رأی دادگاه منعکس شود، قابلیت اجرا خواهد داشت. اما در صورت سکوت، زوجه حق مراجعه مجدد برای مطالبه آنها را نخواهد داشت.
در طلاق توافقی، حضانت و ملاقات فرزندان نیز تابع توافق والدین است، اما این توافق مطلق و بیقید نیست. دادگاه مکلف است مصلحت طفل را در نظر بگیرد و در صورتی که توافق والدین برخلاف این مصلحت باشد، میتواند از تأیید آن خودداری کند یا آن را اصلاح نماید.
نفقه فرزند، حتی در طلاق توافقی، قابل اسقاط نیست. پدر همچنان مکلف به پرداخت نفقه است و توافق والدین مبنی بر عدم پرداخت، فاقد اثر قانونی خواهد بود. این موضوع از جمله مواردی است که نشان میدهد نقش نظارتی دادگاه در طلاق توافقی همچنان پررنگ است.
طلاق توافقی در اغلب موارد، طلاق بائن محسوب میشود؛ بهویژه زمانی که زوجه مهریه را بذل کرده و حق رجوع را از زوج سلب کرده باشد. در این حالت، با اجرای صیغه طلاق، رابطه زوجیت بهطور کامل منحل میشود و امکان رجوع وجود ندارد. همین ویژگی است که طلاق توافقی را به تصمیمی نهایی و غیرقابل بازگشت تبدیل میکند.
طلاق توافقی در حقوق ایران، بیش از آنکه راهی ساده برای جدایی باشد، تصمیمی سرنوشتساز است که آثار آن تا سالها پس از طلاق باقی میماند. این نوع طلاق، میدان اعمال اراده است، اما ارادهای که اگر بدون شناخت حقوق و آثار آن اعمال شود، میتواند به سقوط دائمی حقوق مالی و غیرمالی منجر شود. به همین دلیل، طلاق توافقی نه تنها نیازمند توافق، بلکه نیازمند آگاهی حقوقی عمیق است؛ آگاهیای که فقدان آن، بیش از هر چیز، به زیان طرف ضعیفتر رابطه تمام میشود.
حضانت، نگهداری و مل... ادامه مطلب
طلاق به درخواست مرد در حقوق ایرانمقدمهطلاق به درخواست مرد از جمله نهادهایی است که هموار... ادامه مطلب
دکتر زهرا رضائی
آدرس:
ارومیه؛ بلوار والفجر 2؛ جنب مجتمع قضایی شهید بهشتی، برج رایان، طبقه 5، واحد 4
نظر خود را بنویسید