شرایط بهره مندی زوجه از شرط تنصیف دارایی و نحله در حقوق خانواده ایران

شرایط بهره مندی زوجه از شرط تنصیف دارایی و نحله در حقوق خانواده ایران

1405/5/19 در حال محاسبه... امتیاز
حسین بشری
حسین بشری وکیل پایه یک

چکیده

حقوق مالی زوجه پس از انحلال رابطه زوجیت، یکی از مباحث مهم حقوق خانواده در ایران است. در نظام حقوقی ایران، علاوه بر مهریه و نفقه، نهادهایی مانند اجرت‌المثل، نحله و شرط انتقال تا نصف دارایی زوج نیز با هدف حمایت از حقوق مالی زن مورد توجه قرار گرفته‌اند. با این حال، این نهادها از حیث منشأ، شرایط تحقق و آثار حقوقی یکسان نیستند. شرط تنصیف دارایی، برخلاف نحله که مبنای قانونی دارد، اساساً بر توافق زوجین و شرط ضمن عقد استوار است و اجرای آن منوط به تحقق شرایط مقرر در عقدنامه است. از سوی دیگر، نحله در تبصره ۶ قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق پیش‌بینی شده و در شرایط خاصی مورد حکم قرار می‌گیرد.

پژوهش حاضر با رویکرد تحلیلی، شرایط بهره‌مندی زوجه از این دو نهاد را بررسی کرده و به این پرسش پاسخ می‌دهد که آیا صرف وقوع طلاق برای استحقاق زن نسبت به تنصیف دارایی یا نحله کافی است یا خیر. نتیجه بررسی نشان می‌دهد که هر دو نهاد به طور معمول در چارچوب طلاق به درخواست زوج و در صورت فقدان تخلف مؤثر زوجه از وظایف همسری یا سوءاخلاق و رفتار وی مطرح می‌شوند، اما مبنای حقوقی و نحوه تعیین میزان آن‌ها متفاوت است. همچنین در خصوص رابطه نحله با اجرت‌المثل و سایر حقوق مالی زوجه، ترتیب قانونی و شرایط خاص باید مورد توجه قرار گیرد.

واژگان کلیدی: زوجه، تنصیف دارایی، نحله، اجرت‌المثل، شروط ضمن عقد، طلاق، حقوق مالی زوجه.

مقدمه

ازدواج در نظام حقوقی ایران علاوه بر ایجاد رابطه‌ای خانوادگی، مجموعه‌ای از آثار مالی و غیرمالی را نیز میان زوجین به وجود می‌آورد. در طول زندگی مشترک، زوج و زوجه هر یک وظایف و حقوقی دارند که بخش مهمی از آن‌ها در قانون مدنی و قوانین خاص خانواده پیش‌بینی شده است. با پایان یافتن زندگی مشترک نیز آثار مالی نکاح به طور کامل از بین نمی‌رود و قانون در شرایطی برای حمایت از حقوق مالی زوجه سازوکارهایی را در نظر گرفته است.

یکی از مهم‌ترین مسائل در این زمینه، تعیین تکلیف اموال و حقوق مالی زن هنگام طلاق است. در حقوق ایران، اصل استقلال مالی زوجین پذیرفته شده و هر یک از زن و شوهر اصولاً مالک اموالی هستند که به دست می‌آورند. بنابراین، برخلاف برخی نظام‌های حقوقی که اصل بر اشتراک اموال زوجین است، در حقوق ایران صرف وقوع ازدواج موجب ایجاد مالکیت مشترک نسبت به اموال زوج نمی‌شود.با وجود این، در اسناد رسمی ازدواج شرطی تحت عنوان شرط انتقال تا نصف دارایی زوج پیش‌بینی شده است که در صورت تحقق شرایط آن، می‌تواند موجب انتقال بخشی از دارایی زوج به زوجه شود. در کنار آن، قانون‌گذار برای برخی موارد خاص، نهاد «نحله» را نیز مورد شناسایی قرار داده است.

اهمیت موضوع از آن جهت است که در عمل گاهی تنصیف دارایی، اجرت‌المثل و نحله بدون توجه به تفاوت مبنای حقوقی آن‌ها در کنار یکدیگر مطرح می‌شوند. در حالی که هر یک شرایط خاصی دارد و استحقاق زوجه نسبت به آن‌ها تابع ضوابط متفاوتی است.

سؤال اصلی این پژوهش آن است که شرایط بهره‌مندی زوجه از شرط تنصیف دارایی و نحله چیست و این دو نهاد چه رابطه‌ای با یکدیگر و با اجرت‌المثل دارند؟

گفتار اول: مبنای حقوقی شرط تنصیف دارایی

۱-۱. جایگاه شروط ضمن عقد در نکاح

یکی از مبانی مهم شرط تنصیف دارایی، اعتبار شروط ضمن عقد است. ماده ۱۱۱۹ قانون مدنی به زوجین اجازه می‌دهد شروطی را که مخالف مقتضای عقد نکاح نباشد، ضمن عقد ازدواج یا عقد لازم دیگری درج کنند.بر همین اساس، شرط انتقال تا نصف دارایی زوج را می‌توان نوعی توافق قراردادی میان زوجین دانست. بنابراین، برخلاف مهریه که اصل استحقاق آن با وقوع عقد نکاح ایجاد می‌شود، حق ناشی از شرط تنصیف دارایی از ابتدا به صورت مطلق و بدون قید وجود ندارد؛ بلکه اجرای آن وابسته به تحقق شرایط مندرج در شرط است.

در واقع، می‌توان گفت که تنصیف دارایی در حقوق ایران یک «مالکیت خودکار مشترک» برای زوجین ایجاد نمی‌کند، بلکه تعهدی مشروط برای زوج به وجود می‌آورد که در صورت تحقق شرایط، آثار آن در زمان طلاق قابل مطالبه خواهد بود.

۱-۲. ماهیت شرط تنصیف دارایی

شرط معمول مندرج در سند ازدواج به این صورت است که چنانچه طلاق به درخواست زوجه نباشد و طبق تشخیص دادگاه، تقاضای طلاق ناشی از تخلف زن از وظایف همسری یا سوءاخلاق و رفتار وی نباشد، زوج متعهد می‌شود تا نصف دارایی موجودی را که در ایام زندگی زناشویی با زوجه به دست آورده یا معادل آن را طبق نظر دادگاه، بلاعوض به زوجه منتقل کند.

از این عبارت چند نکته مهم به دست می‌آید:

اولاً، موضوع شرط «تمام دارایی زوج» نیست؛ بلکه دارایی موجودی است که در دوران زندگی مشترک به دست آمده است.

ثانیاً، عبارت «تا نصف» نشان می‌دهد که تعلق نصف دارایی به صورت مطلق و خودکار نیست و میزان انتقال در محدوده مقرر در شرط و با توجه به تشخیص دادگاه تعیین می‌شود.

ثالثاً، شرط مذکور به نحوه پایان یافتن زندگی مشترک و علت طلاق توجه دارد.

گفتار دوم: شرایط بهره‌مندی زوجه از تنصیف دارایی

۲-۱. وجود شرط در عقدنامه

نخستین و اساسی‌ترین شرط، وجود شرط تنصیف در عقدنامه یا توافق معتبر دیگری است که از نظر حقوقی چنین تعهدی را ایجاد کرده باشد.

بنابراین، صرف اینکه زن و مرد با یکدیگر ازدواج کرده‌اند، به خودی خود موجب ایجاد حق تنصیف دارایی برای زن نمی‌شود. مبنای این حق، همان توافق قراردادی زوجین است.

این ویژگی، تفاوت اساسی تنصیف دارایی با برخی حقوق مالی قانونی زوجه را نشان می‌دهد.

۲-۲. درخواست طلاق از سوی زوج

شرط دیگر آن است که طلاق بنا به درخواست زوجه نباشد. بنابراین، در شکل متعارف شرط مندرج در عقدنامه، درخواست طلاق از سوی زوج یکی از شرایط اصلی فعال شدن تعهد مالی وی است.

البته باید میان «درخواست طلاق زوج» و «بی‌تقصیر بودن مطلق زوجه در زندگی مشترک» تفاوت قائل شد. آنچه در شرط مورد توجه قرار گرفته، این است که طلاق ناشی از تخلف زن از وظایف همسری یا سوءاخلاق و رفتار وی نباشد.

در نتیجه، صرف اختلاف زوجین یا وجود مشکلات خانوادگی لزوماً به معنای سقوط شرط نیست؛ بلکه باید شرایط مقرر در خود شرط و تشخیص دادگاه مورد توجه قرار گیرد.

۲-۳. عدم انتساب تخلف مؤثر به زوجه

شرط تنصیف دارایی، تحقق تعهد زوج را در صورتی می‌پذیرد که تقاضای طلاق ناشی از تخلف زن از وظایف همسری یا سوءاخلاق و رفتار وی نباشد.

از این جهت، نقش دادگاه در بررسی علت طلاق اهمیت پیدا می‌کند. دادگاه باید احراز کند که شرایط مندرج در شرط محقق شده است.

بنابراین، نمی‌توان صرف ادعای زوج یا زوجه را برای تحقق یا سقوط این حق کافی دانست.

۲-۴. تحصیل مال در دوران زندگی مشترک

یکی از مهم‌ترین محدودیت‌های شرط تنصیف آن است که اموال موضوع شرط باید در دوران زندگی مشترک به دست آمده باشند.

به عنوان نمونه، اگر زوج قبل از ازدواج مالک یک ملک بوده باشد، صرف اینکه ملک مذکور در زمان طلاق همچنان متعلق به اوست، به تنهایی موجب شمول آن در شرط تنصیف نخواهد شد.

در مقابل، اگر زوج در طول زندگی مشترک مالی تحصیل کرده باشد، در صورت وجود سایر شرایط، امکان بررسی آن در چارچوب شرط وجود خواهد داشت.

از همین رو، تعیین زمان تحصیل مال در دعاوی مربوط به تنصیف دارایی اهمیت ویژه‌ای دارد.

گفتار سوم: مفهوم و مبنای حقوقی نحله

۳-۱. نحله در قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق

نحله در تبصره ۶ قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق مورد توجه قانون‌گذار قرار گرفته است. بر اساس بند «ب» این مقرره، در مواردی که شرایط بند «الف» وجود نداشته باشد، با توجه به سنوات زندگی مشترک، نوع کارهایی که زوجه در خانه شوهر انجام داده و وسع مالی زوج، دادگاه مبلغی را از باب نحله برای زوجه تعیین می‌کند.

از این جهت، نحله را نمی‌توان دقیقاً معادل اجرت‌المثل دانست. اجرت‌المثل بیشتر بر مبنای ارزش اقتصادی کار انجام‌شده و شرایط استحقاق اجرت قرار دارد، در حالی که نحله دارای ماهیت حمایتی و جبرانی است.

۳-۲. فلسفه پیش‌بینی نحله

در بسیاری از خانواده‌ها، زوجه در طول سال‌های زندگی مشترک وظایفی مانند اداره امور منزل، تربیت فرزندان و انجام امور روزمره خانوادگی را بر عهده می‌گیرد؛ در حالی که این فعالیت‌ها الزاماً در قالب یک قرارداد مالی مشخص میان زوجین تعریف نشده‌اند.قانون‌گذار با پیش‌بینی اجرت‌المثل و در شرایط خاص نحله، تلاش کرده است بخشی از آثار اقتصادی این فعالیت‌ها را در زمان انحلال زندگی مشترک مورد توجه قرار دهد.از این منظر، نحله را می‌توان یکی از ابزارهای حمایتی حقوق خانواده دانست؛ هرچند شرایط قانونی آن با اجرت‌المثل تفاوت دارد.

گفتار چهارم: شرایط بهره‌مندی زوجه از نحله

۴-۱. طلاق به درخواست زوج

یکی از شرایط مهم نحله آن است که طلاق به درخواست زوجه نباشد و شرایط مقرر در قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق وجود داشته باشد.نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه نیز بر این نکته تأکید کرده است که تعلق نحله منوط به این است که طلاق به درخواست زوجه نباشد و تقاضای طلاق نیز ناشی از تخلف زن از وظایف همسری یا سوءاخلاق وی نباشد.

۴-۲. عدم شمول اجرت‌المثل

یکی از نکات مهم در نحله، رابطه آن با اجرت‌المثل است. مطابق نظریه مشورتی شماره ۹۴۳/۹۶/۷ اداره کل حقوقی قوه قضاییه، از شرایط تعلق نحله آن است که زوجه مشمول اجرت‌المثل نگردد.بنابراین، نمی‌توان بدون توجه به این ترتیب قانونی، اجرت‌المثل و نحله را دو حق کاملاً مستقل فرض کرد که همیشه و بدون محدودیت قابل جمع باشند.

۴-۳. معیارهای تعیین میزان نحله

در تعیین میزان نحله، قانون‌گذار معیارهایی مانند:

سنوات زندگی مشترک؛

نوع کارهایی که زوجه در خانه انجام داده است؛

وسع و توان مالی زوج را مورد توجه قرار داده است.بنابراین، نحله مبلغی ثابت و از پیش تعیین‌شده نیست و میزان آن می‌تواند با توجه به شرایط هر پرونده متفاوت باشد.

این ویژگی نشان می‌دهد که نحله برخلاف مهریه، مبلغی نیست که از زمان انعقاد عقد به صورت قطعی تعیین شده باشد.

گفتار پنجم: رابطه تنصیف دارایی با نحله و اجرت‌المثل

یکی از مسائل بحث‌برانگیز در این حوزه، رابطه میان این سه نهاد است.

در نگاه نخست ممکن است تصور شود که هر سه، ابزارهای حمایت مالی از زن هستند و بنابراین باید بتوان همه آن‌ها را همزمان مطالبه کرد. اما از نظر حقوقی، این برداشت نیازمند تعدیل است.

تنصیف دارایی منشأ قراردادی دارد؛ اجرت‌المثل بر مبنای استیفای عمل و شرایط قانونی مربوط به آن مطرح می‌شود و نحله نیز مستند به مقررات خاص قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق است.

از سوی دیگر، نظریه مشورتی شماره ۹۴۳/۹۶/۷ صراحتاً برای تعلق نحله شرایطی از جمله عدم شمول اجرت‌المثل را مطرح کرده است.

در خصوص ارتباط شرط تنصیف دارایی با نحله نیز دیدگاه‌های حقوقی متفاوتی وجود داشته است. در یکی از نشست‌های قضایی، هیئت عالی اعلام کرده است که مطالبه اجرت‌المثل یا نحله در چارچوب تبصره ۶، در صورتی مطرح می‌شود که ضمن عقد یا عقد لازم خارج، در خصوص امور مالی شرطی نشده باشد و شرایط قانونی بندهای مربوط نیز وجود داشته باشد.

بنابراین، در تحلیل موضوع باید از یکسان‌سازی این نهادها پرهیز کرد و هر یک را بر اساس منشأ و شرایط قانونی خودش بررسی نمود.

گفتار ششم: نقش دادگاه در تعیین حقوق مالی زوجه

قانون حمایت خانواده مصوب ۱۳۹۱ در ماده ۲۹، دادگاه را مکلف کرده است ضمن رأی مربوط به طلاق، درباره حقوق مالی زوجه از جمله مهریه، نفقه و سایر حقوق مالی تعیین تکلیف کند.

این حکم اهمیت زیادی دارد؛ زیرا نشان می‌دهد رسیدگی به طلاق صرفاً ناظر به پایان رابطه زوجیت نیست، بلکه آثار مالی آن نیز باید مورد توجه دادگاه قرار گیرد.

در خصوص شرط تنصیف دارایی، دادگاه باید ابتدا تحقق شرایط قراردادی را احراز کرده و سپس درباره دارایی مشمول شرط و میزان انتقال تصمیم‌گیری کند.

در خصوص نحله نیز دادگاه باید شرایط قانونی را بررسی و در صورت احراز آن‌ها، مبلغ را بر اساس معیارهای قانونی تعیین کند.از این رو، نقش دادگاه در این زمینه صرفاً محاسبات مالی نیست، بلکه شامل تشخیص تحقق شرایط حقوقی هر یک از نهادهای مذکور نیز می‌شود.

گفتار هفتم: تحلیل حقوقی و نقد مقررات

از منظر تحلیلی، یکی از نقاط قابل توجه در نظام حقوق خانواده ایران، تعدد ابزارهای حمایت مالی از زوجه است. وجود مهریه، نفقه، اجرت‌المثل، نحله و شرط تنصیف دارایی از یک سو می‌تواند موجب تقویت حمایت اقتصادی از زن شود، اما از سوی دیگر ممکن است در عمل موجب ابهام در حدود و رابطه میان این حقوق گردد.

به نظر می‌رسد یکی از مهم‌ترین مسائل، تفاوت میان حمایت قراردادی و حمایت قانونی است.

تنصیف دارایی، حاصل اراده طرفین است. بنابراین، وجود یا عدم وجود آن به نحوه تنظیم عقد و امضای شرط وابسته است. در مقابل، نحله مستقیماً از مقررات قانونی سرچشمه می‌گیرد.

از منظر عدالت قراردادی نیز باید توجه داشت که شرط تنصیف دارایی لزوماً به معنای «نصف کردن همه دارایی‌های زوج» نیست. عبارت «تا نصف دارایی موجود» دارای محدودیت‌های مهمی است و باید دارایی موجود، زمان تحصیل آن و سایر شرایط مقرر در شرط مورد بررسی قرار گیرد.

از سوی دیگر، نحله نیز نباید به عنوان مبلغی ثابت یا نوعی جریمه برای طلاق تلقی شود. قانون برای تعیین آن معیارهایی مشخص کرده است و دادگاه باید بر اساس همان معیارها تصمیم بگیرد.

به نظر می‌رسد راهکار مناسب برای کاهش اختلافات، آن است که هنگام انعقاد عقد نکاح، زوجین نسبت به شروط مالی مندرج در عقدنامه آگاهی کافی داشته باشند. بسیاری از اختلافات بعدی ناشی از آن است که طرفین در زمان ازدواج بدون توجه به آثار حقوقی شروط، آن‌ها را امضا می‌کنند.

نتیجه‌گیری

بررسی شرط تنصیف دارایی و نحله نشان می‌دهد که حقوق مالی زوجه در زمان طلاق در حقوق ایران دارای ساختاری چندلایه است. از یک سو، قانون‌گذار از طریق مقرراتی مانند اجرت‌المثل و نحله، حمایت قانونی از زن را مورد توجه قرار داده و از سوی دیگر، امکان توافق زوجین بر شروط مالی از طریق ماده ۱۱۱۹ قانون مدنی فراهم شده است.

شرط تنصیف دارایی، برخلاف تصور رایج، به معنای مالکیت مشترک زن و شوهر نسبت به تمام اموال دوران زوجیت نیست. این شرط یک تعهد قراردادی است که در صورت تحقق شرایط آن، زوج مکلف به انتقال تا میزان مقرر در شرط خواهد بود.

درخواست طلاق از سوی زوج، عدم انتساب طلاق به تخلف زن از وظایف همسری یا سوءاخلاق و رفتار وی و وجود دارایی تحصیل‌شده در دوران زندگی مشترک از جمله مهم‌ترین موضوعاتی هستند که در اجرای شرط مورد توجه قرار می‌گیرند.

نحله نیز نهادی حمایتی است که در شرایط مقرر در تبصره ۶ قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق قابل طرح است. میزان آن با توجه به سنوات زندگی مشترک، نوع کارهای انجام‌شده توسط زوجه و وسع مالی زوج تعیین می‌شود. همچنین مطابق نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه، عدم شمول اجرت‌المثل از شرایط تعلق نحله محسوب می‌شود.

در نهایت، می‌توان گفت مهم‌ترین تفاوت این دو نهاد در منشأ حقوقی آن‌هاست: تنصیف دارایی اساساً ریشه قراردادی دارد، در حالی که نحله مستند به قانون است. همین تفاوت باعث می‌شود شرایط تحقق، شیوه اثبات و نحوه تعیین میزان آن‌ها نیز متفاوت باشد.

بنابراین، برای تعیین دقیق حقوق مالی زوجه در هر پرونده، نمی‌توان صرفاً به عنوان «حق مالی زن» اکتفا کرد؛ بلکه باید نوع طلاق، مفاد عقدنامه، علت طلاق، وضعیت دارایی زوج، شرایط اجرت‌المثل و سایر اوضاع و احوال پرونده به صورت جداگانه بررسی شود.

منابع و مستندات

۱. قانون مدنی جمهوری اسلامی ایران، به‌ویژه ماده ۱۱۱۹ و ماده ۳۳۶.

۲. قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق مصوب ۱۳۷۱، به‌ویژه تبصره ۶ ماده واحده.

۳. قانون تفسیر تبصره‌های ۳ و ۶ قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق مصوب ۱۳۷۳.

۴. قانون حمایت خانواده مصوب ۱۳۹۱، به‌ویژه ماده ۲۹.

۵. نظریه مشورتی شماره ۹۴۳/۹۶/۷ اداره کل حقوقی قوه قضاییه، مورخ ۱۳۹۶/۰۴/۲۸، درباره شرایط تعلق نحله و رابطه آن با اجرت‌المثل.

۶. نشست قضایی درباره درخواست حق‌الزحمه یا نحله زوجه با وجود شرط مالی ضمن عقد.

۷. کاتوزیان، ناصر، حقوق خانواده.

۸. صفایی، سید حسین و امامی، اسدالله، مختصر حقوق خانواده.

حسین بشری

سؤالات متداول

۱. آیا صرف وقوع طلاق باعث تعلق تنصیف دارایی به زوجه می‌شود؟
خیر. تحقق تنصیف دارایی منوط به وجود شرط مربوط در عقدنامه و تحقق شرایط مقرر در آن است.

۲. آیا نحله و اجرت‌المثل همزمان به زوجه تعلق می‌گیرد؟
مطابق نظریه مشورتی شماره ۹۴۳/۹۶/۷ اداره کل حقوقی قوه قضاییه، عدم شمول اجرت‌المثل از شرایط تعلق نحله محسوب می‌شود؛ بنابراین این دو حق بدون توجه به شرایط قانونی، لزوماً همزمان قابل مطالبه نیستند.

حسین بشری
حسین بشری وکیل پایه یک — آماده پاسخگویی به سوالات حقوقی شما
مشاوره تلفنی

نظر یا سوال خود را بنویسید

پاسخ وکیل بعد از بررسی زیر همین مطلب نمایش داده می‌شود.

ارتباط با من


ایمیل:

basharihosain@gmail.com

آدرس:

همدان بلوار جانبازان نبش خیابان ابوذر ساختمان اطلس واحد 6

شبکه های اجتماعی من:

دادراه

کلیه حقوق این وب سایت محفوظ می باشد. تهیه شده در دادراه.